تبليغاتX
خرقه پشمینه

خرقه پشمینه

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

به نام حضرت دوست
يكي از خطرناكترين انحرافات در امت اسلامي صوفي گري است.
اين وبلاگ به صورت تخصصي اين مساله را پي گيري مي كند.نويسنده اين وبلاگ با اكثر فرقه هاي صوفي از نزديك آشناست.
در آرشيو مطالب وبلاگ بيشتر سوالات شما در اين زمينه پاسخ داده شده است

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
ولایت از دیدگاه صوفیه
حافظ وتصوف
تصوف از ديدگاه اهل بيت2
تصوف از ديدگاه اهل بيت1
اجازه قطبیت
فیلمهای جدید
نگاهی به ولایت در تصوف
مقام قطب صوفیان
امام خمینی ونقد حلاج
سلسله دروغین

تمام پیوندها
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384


پیوندها
فرقه اهل حق و آئین یاری
حکایت دراویش بروجردی
عرفان واقعي چيست
باز مانده تنها
صوفیان رند
با صوفیان ناصاف
سير بي سلوک
غريب رضا
اهل حق
مولوي پژوهي
گناباد110
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

>

دوباره بوي دماغ سوخته مياد
اين چند وقته غربيها با نوکراي داخليشون خيلي تلاش کردند اتخابات رو خراب کنند يا مشارکت مردم رو کم کنند.

تو اين وسط برخي فرقه ها هم بيکار نبودن وسايتهاشون مملو از سياه نمايي وتخريب بود.

حالا امروز همه ديدم دو تا اتفاق افتاده:

۱-شرکت حداکثري مردم نسبت به دوره هاي قبل

۲-پيروزي انقلابيون يا اصولگراها

به هر حال دوباره بوي دماغ سوخته همه جا رو گرفته و يه عده بايد برن جراحي بيني چون دماغ سوخته خيلي جالب نيست.

امشب آقا هم پيام دادند واز مردم تشکر کردند.

 

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 3:9 | لینک ثابت |


خبري انتخاباتي
از بيدخت گناباد خبر رسيد که دکتر ذبيحي کانديداي مقبول دراويش راي نياورده است.

گزارشها حاکيست تمام دراويش بيدخت گناباد براي پيروزي نامبرده بسيج شدند که نهايتا موفق نشد ويکي از مخالفان دراويش به مجلس راه يافت.

در شهرهاي مختلف کشور به دراويش گنابادي اعلام شده بود که به طيف به اصطلاح اصلاح طلب راي بدهند.اين مطلب را آقاي داستاني در جلسه دراويش بروجرد اعلام کرده واز دراويش خواسته بود فقط به طيف به اصطلاح اصلاح طلب راي دهند.

نکته جالب توجه اين است که در اکثر شهرهاي فعاليت فرقه گنابادي اصولگرايان با راي قاطع پيروز شده اند.


نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 ساعت 23:22 | لینک ثابت |


گوساله سامری؟؟
یکی از بازدیدکنندگان وبلاگ نوشته اند که:
سلام .من ویژه نامه کج راهه جام جم را خواندهام ودر مورد فرقه ها برایم سوالاتی پیش آمده است اگر ممکن است می خواستم نظر شما را هم بدانم .عکس ویژه نامه در وبلاگ ما موجود است.
پاسخ:
در مورد مدعیان عرفان باید بگویم اینها به دوگروه تقسیم می شوند.
۱-مدعیان عرفانهای دروغین سنتی:این گروه شامل فرقه های صوفیه وبرخی عرفانهای غیر اسلامی سنتی است.
۲-عرفانهای دروغین جدید:این فرقه ها  هر چند برخی از آنها قدیمی هستند ولی به دلیل ورود آنها به ایران در چند ساله گذشته اصطلاحا عرفانهای نو ظهور خوانده می شوند.حدودا ۳۰۰۰ فرقه عرفانی در دنیا موجود است.از عرفانهای هندو گرفته تا عرفانهای چینی،کابالا،سرخپوستی، وحتی عرفانهای آفریقائی.
شاخصه مهم این عرفانها دل محور بودن به جای خدا محوری است.مثلا اگر کتابهای پائولو کوئیلو را مطالعه کرده باشید خواهید دید مساله ای بنام شریعت در آن وجود ندارد وعمدتا عرفان حس شخصی وذوقی هر کس معرفی می شود.یعنی دریافتهای درونی ووجدانی شخص همان حقیقت محض وایمان واقعی معرفی می گردد.
اگر کسی زندگینامه وی را مطالعه کند می بیند او به انواع مواد مخدر آلوده است وشراب وفساد جنسی مهمترین تفریح های کوئیلو محسوب می شود.
البته در عرفانهای سنتی وتصوف نیز همین مسئله به نوعی دیگر وجود دارد که آنچه در یافت قطب به عنوان ولی ورهبر صوفیان است حقیقت است حتی اگر با شریعت محمدی (ص) فاصله زیادی داشته باشد.
به هر حال بازار مکاره مدعیان داغ شده است.
دلیل عمده جذب این فرقه های انحرافی ضعف عقیدتی برخی از جوانان وحس گرایی بجای عقل گرایی است.
اگر روزی قوم موسی در غیاب وی گوساله پرست شدند امروز سامریان زمانه سعی دارند گوساله بسازند ویا خود...نقش آنرا بازی کنند.
متاسفانه ضعف فرهنگی در نظام ونداشتن انجمن های عرفان اسلامی باعث شده است که بازار مکاره مدعیان داغ شود.
روزی می خواندم در روایات که در آخر الزمان نگه داشتن دین از نگه داشتن آتش در کف دست سخت تر است وامروز واقعا شاهد آن هستیم.
معرفی کتاب:
برای شناخت عرفانهای دروغین  نو ظهوردوستان می توانند کتاب آفتاب وسایه ها نوشته حجت الاسلام دکتر محمد تقی فعالی را مطالعه فرمایند
برای شناخت فرقه های صوفیه نیز می توانید به کتاب در کوی صوفیان نوشته محمد تقی واحدی مراجعه کنید.
 

نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 ساعت 20:19 | لینک ثابت |


ولایت باطنی در تصوف؟؟؟؟

واکاوی اندیشه های صوفیان بویژه تا قبل از عصر صفویه نشان می دهد که عمده سران تصوف از اهل سنت هستند.

اما عده ای می پرسند که اگر آنها از اهل سنت هستند چرا از امیر مومنان وگاهی اوقات از سایر ائمه مطالبی می نویسند.

عده ای مساله صلح کل بودن صوفی ووحدت همه ادیان ومذاهب را عامل این مساله می دانند.

یکی از شباهتهای تصوف وتشیع مساله ولایت است.هر چند این اندیشه از تشیع وام گرفته شد وسران صوفیه همین مقام را برای خود قائل شدند ولی برخی از آنها ولایت را برای امیر مومنان وبرخی دیگر از اهل بیت قبول نمودند اما نه از نوع ولایتی که ما قائلیم.

این ولایت صرفا باطنی است وظهور خارجی ندارد.ولایتی که در عین اینکه علی ابن ابی طالب را ولی

میداند اما برای او خلافت وحکومت وامامت امت را تایید نمی کند.

مثلا مولوی در شعری پس از تجلیل از امیر مومنان از ایشان می خواهد که بر شجاعت خود اطمینان نکرده وزیر حکم خضر وعاقل وقت رود.

او می گوید:

گفت پیغمبر علی را کای علی   شیر حقی پهلوانی پردلی

لیک بر شیری مکن هم اعتمید     اندرا در سایه نخل امید

اندرا در سایه آن عاقلی             کش نتابد برد از ره ناقلی

بعد می سراید:

چون گرفتی پیرهن تسلیم شو    همچو موسی زیر حکم خضر رو(دفتر اول مثنوی بیت ۲۹۶۰ تا ۲۹۷۰)

 

عده ای دیگر از صوفیان نیز در مورد سایر ائمه دست به همین روش زده اند.یعنی ممکن است امامی را ذکر نموده باشند ولی او را در حدی پایین مطرح نموده وحداکثر نوعی ولایت صوفیانه برای او قائل شده باشند.

مثلا علاءالدوله سمنانی در مورد امام زمان می گوید:

جماعتی از اهل قبله که ایشان را روافض گویند ایمان ایشان آنگاه ایمان است که اعتقاد کنند که ..... بن الحسن العسگری زنده است ومهدی اوست وبیرون خواهد آمد.وخدای می داند که آنگاه که او غایب شده بود در طبقه ابدال در آمده وهمچنان عمر یافت تا قطب ابدال شد ونوئزده سال قطب بود.وخدای می داند که او مرده استواورا در مدینه رسول علیه السلام دفن کرده اند وشبهه ای در این نیستوچون مرا به تحقیق معلوم شد بترسیدم که از خلق پنهان کنم

چهل مجلس ص ۷۰

از این نوع اندیشه ها در تصوف بسیار است وهمین باعث شده که کسانی همچون دکتر مصطفی آزمایش ودکتر شهرام پازوکی (از دراویش گنابادی) سعی کنند تشیع معنوی را در اکثر آثارشان مطرح نموده وحتی معنایی دیگر برای شیعه قائل شوند.

تا بتوانند هم آنها را در بین شیعیان جای دهند وهم از انتقادات مخالفین بکاهند.

دکتر آزمایش می نویسد:چندان در بند اظهار تشیع معنوی خود نبودند و به اقتضای مولد (محل تولد) و اجتماع محل رشد خود، بالطبع به یکی از مذاهب فقهی اهل سنت عمل کرده­اند(فصلنامه عرفان ایران. ش 10، ص83.)

دکترپازوکی نیز می گوید:عرض كردم كه اگر حقيقت تشيع را به معناى قبول ولايت بگيريم نه قبول مذاهب شيعى بعينه، شيعه كسى است كه قائل به ولايت على(ع) باشد. در اين صورت اينها شيعه اند، اما در احكام فقهى ممكن است مثلا بنا بر تقيه در احكام به نحو ديگرى رفتار كنند كه به مذهب شافعى نزديكتر باشد يا اين كه لااقل در مورد خودشان به اجتهاد رفتار كنند. پس نمى توان در طريقت و تصوّف كسى مثل مولوى را شافعى يا حنفى خواند; چون مقسم شافعى يا حنفى بودن فقه است نه تصوّف(فصلنامه هفت آسمان.نسبت دين وعرفان. شماره ششم.تابستان 79)

 

 بررسی این نوع اعتقادات که نه تشیع کامل را در بر می گیرد ونه تسنن را فقط در اندیشه های صوفیه پیدا می شود.

به هر حال بررسی این نوع نگاه ها می تواند خطر استحاله تشیع را بهتر نمایان سازد.

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 1:26 | لینک ثابت |


روزهاي ماتم
سالروز رحلت جانسوز خاتم الانبيا حضرت محمد مصطفي صل الله عليه وآله ودو فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبي وامام رضا عليهما السلام بر همه شيعيان تسليت باد.

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد وآل محمد وآخر تابع له علي ذالک


نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 23:54 | لینک ثابت |


چهره اي متفاوت از دکتر تابنده
تصويري از دکتر نور علي تابنده قبل از قطبيت فرقه گنابادي براي دوستان انتخاب کرده ام.

ايشان قبل از قطبيت عضو شوراي جبهه به اصطلاح ملي واپوزيسيون محسوب مي شدند.

با درگذشت ناگهاني محبوبعليشاه قطب قبلي ايشان يکباره تغيير تفکر داده وحتي ظاهر ايشان نيز تغير کرد وقطب فرقه شد.


نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386 ساعت 23:33 | لینک ثابت |


مرگ دکتر گنجويان وسکوت ذهبيها
خبرها حاکيست  احتمالا دکتر گنجويان قطب ذهبيها که دچار مرگ مغزي شده در گذشته است ولي به دليل اختلافات در فرقه اين خبر اعلام نمي شود.

اين خبر هنوز از منابع رسمي تاييد نشده است ولي با توجه به اينکه هيچ کدام از اتباع ذهبيه نتوانسته اند اخيرا به ديدن دکتر گنجويان بروند احتمال آن زياد است.

به هر حال مرگ مغزي نيز خيلي تفاوتي با مرگ براي يک قطب ندارد.

بايد ببينيم جانشيني به شيراز منتقل مي شود يا دزفول.


نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 ساعت 2:26 | لینک ثابت |


چند سئوال از صوفيان نعمت اللهي؟
همه فرقه هاي صوفيه بويژه همه شاخه هاي فرقه نعمت اللهي معتقدند قطبيت رهبر آنها از ائمه معصومين به آنها رسيده است.

قطب به عنوان مرشد ورهبر طريقت بايد بتواند اين ادعا را ثابت کند.

در همين مورد بنده چند سئوال را مطرح مي نمايم:

۱-سند قطبيت اقطاب شما توسط کدام امام امضا شده است؟

۲-مدرکي براي قطبيت شامل يک روايت يا غيره از ائمه بياوريد؟

۳-آيا در يک زمان دو قطب مي توانند قطبيت کنند يا فقط يکي از آنها حق است؟

۴-شرايط ونحوه انتخاب قطب را بيان نماييد؟

۵-آيا مي شود سند قطبيت اقطاب را عوض نمود وسند جديدي ارائه کرد؟

۶-در ميان فرقه هاي امروزي نعمت الهي کدام قطب حق است ؟


نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه یازدهم اسفند 1386 ساعت 22:51 | لینک ثابت |


کودتای آرام قطب فرقه صوفی گنابادی

تغییر وتحولات جدید در فرقه گنابادی برخی از دراویش را نیز شگفت شده کرده است.

نصب برخی چهره های جدید وتلاش جهت تضعیف برخی مشایخ فرقه نشانگر طراحی سیستمی جدید برای فرقه گنابادی درراستای زمینه چینی برای قطب بعدی است.

مهمترین نگرانی آقای تابنده بیرون رفتن قطبیت از خانواده تابنده است که یقینا علاوه بر از بین رفتن اعتبار این خانواده در بین دراویش گنابادی تمام درآمدهای فرقه را نیز به سمت دیگر سوق خواهد داد.

 

عدم حمایت آقای تابنده از یوسف مردانی که قدرت زیادی گرفته است وحتی تضعیف وی توسط آقای مهندس جذبی به عنوان نماینده تام الاختیار قطب نشانگر تلاش برای کنترل مردانی و..است.

سوالی که برخی از دراویش از هم می پرسند این است که چرا در وقایع اخیر کرج که منجر به خروج مردانی از کرج شد هیچ گاه نورعلی تابنده از وی حمایت نکرد؟؟؟

در همین راستا اخیرا در احکامی از سوی آقای تابنده تغییر وتحولاتی در فرقه شکل گرفته است که حتی برخی دراویش نیز متوجه آن نشده اند.

تعیین آقای آذری به عنوان مجاز نماز شیراز وزمینه سازی برای کنار زدن آقا ملکی شیخ فرقه،کنار گذاشتن محترمانه مدیری مجاز نماز بروجرد وتعیین مجاز نمازی دیگر برای آن شهر.واخیرا نیز تعیین نعمت الله تابان به عنوان مجاز نماز گرمسار همه وهمه گویای این واقعیت است.

 

حتی بعد از آنکه تقریبا در بسیاری از مجالس گنابادیها دستورات ویا نوارهای مردانی مطرح بود مهندس علیرضا جذبی پسر هبه الله در پاسخ به نامه یکی از دراویش دستور به حذف نوار مردانی داد.

دو نامه را با هم می خوانیم.

هو ۱۲۱
باعرض سلام و ارادت حضور جناب آقای جذبی
بنده به دلیل این که مفتخر هستم که یکی ار مجالس شبهای دوشنبه در منزل حقیر میباشد درمورد مجلس سئوالاتی داشتم که برای اجرای مجلس بنا به میل حضرت آقا عمل شود. چندی است که در اینجا قبل از مجلس شب دوشنبه نوار جناب آقای مردانی گذاشته میشود بنده هم نمیدانم که چه باید کرد البته عده ای میگویند دلیل این که نوار دیگری نمیگذارند این است که نوار جدیدی نرسیده در صورتی که نوار هم موجود است و مسافرها از ایران هم باخودشان نوارهای جدیدی ازبیانات حضرت آقای مجذوبعلیشاه آورده اند و بیانات حضرات آقایان رضاعلیشاه و محبوبعلیشاه هم موجود است. لذا مصدع جنابعالی شدم که جنابعالی بهتر میل مبارک ایشان را میدانید بفرمایید و چنانچه هم میفرمایید حضور مبارکشان عرض کنید که چه قبل از مجلس و چه درمجلس چه سخترانی از بیانات بزرگان گذاشته شود طلب عفو دارم که وقت جنابعالی را گرفتم التماس دعا دارم مهر.م - کانادا

 

آقای جذبی هم درجواب نامه رامنتشر کرد که امضای زیر آن امضای آقای تابنده است وخود نیز حاشیه ای بر آن نوشت.

همان طور که در نامه ای به تاریخ مهرماه ۱۳۸۴ به فقرای اروپا مرقوم فرموده اند در مجالس پندصالح قرائت شود و فقط نوار منتسب به اقطاب گذارده شود نوار آقایان مشایخ گرامی در مجالس خصوصی غیر از دوشب فقری می توان گذاشت جذبی والسلام امضاء

 

وبعد خود حاشیه زد که:

 

هو ۱۲۱ با عرض سلام ضمنا فرمودند مراتب به دیگر مجلسداران هم شفاهاْ اطلاع داده شود ۳۱-۶-۸۵

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 2:5 | لینک ثابت |


گوشه نشینی ورهبانیت از دیدگاه اسلام
یکی از خصلتهای بسیاری از فرقه های صوفیه مساله رهبانیت وگوشه نشینی است.
اما در اسلام روایات متعدد در نفی این مساله داریم.حتی موضوعی بنام چله نشینی جزو دستورات شرعی نیست ودلائل زیادی بر رد آن است.
شیخ کلینی رحمت الله علیه در کتاب شرایع وادیان روایتی را از امام صادق علیه السلام نقل می کند که حضرت می فرمایند:خداوند شریعت وآیین نوح وابراهیم وموسی وعیسی علیهم السلام را که یگانگی خداوند وکنار گذاشتن غیر خدا وفطرت صحیح وسالم وباگذشت بود به پیامبر اکرم عطا نمود.در این آیین گوشه نشینی ودوره گردی وجود ندارد وخداوند روزی های پاکیزه را در آن حلال وناپاکی هارا تحریم نمود وبارهای سنگین وغل وزنجیرهایی را که برآنها نهاده شده بود از دوش آنان برداشت(کافی جلد ۲ ص ۱۷)
 
رسول گرامی اسلام می فرمایند:چرا عده ای از مردم زنان وخوراک وبوی خوش وخواب واستراحت وخواسته های دنیوی را بر خود حرام کرده اند.من هیچ گاه به شما فرمان نمی دهم به کشیشی ورهبانیت در آیید.زیرا در دین وآیین من نخوردن گوشت ودوری جستن اززنان وپناه بردن به دیر وصومعه وجود ندارد.سیاحت وگردشگری امت من روزه،ورهبانیت وترک دنیای آنان جهاد است.خدارا بپرستید وذره ای شرک به او نورزید وحج بجای آورید وعمره انجام دهید.ونماز بپای دارید وزکات بپردازید وماه رمضان راروزه بگیرید.پایداری نمایید تابرایتان پایدار بماند کسانیکه قبل از شما به هلاکت رسیدند بدین جهت بود که بر خویشتن سخت گرفتند وخدا نیز برآنان سخت گرفت واکنون بقایای آن ها در دیر وصومعه ها مشاهده می کنید.
متاسفانه عدم تبعیت متصوفه از شریعت باعث وجود انحرافات زیادی در امت اسلامی شد.
علامع طباطبائی رحمت الله علیه در مورد بدعتهای صوفیه می فرمایند:

صوفيه براى سير و سلوک آداب و رسوم خاصى را که در شريعت وجود نداشت به وجود آوردند و راه‌هاى جديدى را پيوسته به آن افزوده و شرع را کنار گذاشتند. تا اينکه به جايى رسيدند که شريعت را در يک طرف ديگر قرار دادند و کارشان به جايى رسيد که در محرمات غوطه‌ور شدند و و اجبات را ترک کردند و در آخر منتهى به تکدى و استعمال بنگ و افيون شدند که اين حالت، آخرين حالت تصوف است که مقام فنا ناميده مى‌شود(محمدحسين طباطبايي، تفسيرالميزان، ج5، ص 282، قم‌:‌انتشارات موسسه نشر اسلامي، بى‌تا)


نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه ششم اسفند 1386 ساعت 8:18 | لینک ثابت |


جل الخالق از اين دروغ شاخ دار؟
سايت مجذوبان نور فرقه گنابادي اين روزها ادعاهاي عجيب وغريبي مي كند.

در مطلبي كه اخيرا در اين سايت منتشر شده نويسنده آن ضمن ادعاي مخالفت با ساخت زائر سرا؟(منظور دولت سراي اقطاب)نسبت به بيدخت ادعايي نموده كه قابل توجه است

در اين سايت نوشته شده است:

شهربيدخت ، زادگاه ، مسكن ومدفن اقطاب سلسله جليله نعمت اللهي گنابادي ونوابغ علم وعرفان است. اين بزرگان همچون ياقوتي درآسمان تصوف وعرفان درخشنده و آرامگاه آنان زيارتگاه رندان جهان مي باشد. براساس اعلام رسمي مراكزفرهنگي بيشترين آمارتوريست وزائربعدازشهرمقدس مشهد به اي شهراختصاص دارد ويكي از مهمترين مراكز زيارتي ايران محسوب مي شود.

اين ادعا در حاليست كه بخش كوچك بيدخت در شلوغ ترين موقع سال مركز چند صد درويش اين فرقه بيشتر نيست واين ادعا كه اين شهر دومين شهر بعد از مشهد مقدس از نظر توريست وزائر(منظور دراويش فرقه براي دور زدن دور قبر قطب)مي باشد مي تواند به عنوان دروغ بزرگ سال برنده جايزه نوبل گردد.

شهرهاي قم.شيراز.اصفهان.تبريز.كاشان .طرقبه .شانديز و...و..صدها شهر كشور صدها برابر بيدخت مسافر وتوريست دارد.

مي گويند مورچه اي مي رفت كه قطره آبي روي او افتاد ووي شروع به دست وپا زدن كرد وفرياد مي زد دنيا را آب برد؟؟؟

به هر حال براي جذب مردم به اماكن بدعت كه جز اتباع يك فرقه خاص مريدي ندارد بايد از اين كارها كرد تا بتوان حيات فرقه را تضمين نمود.

زدن چند عكس از چند چادر وجمعيتي كه به اندازه نمازگزاران برخي از مساجد شيعيان هم نيست نمي تواند كمكي به اين فرقه در دوران سقوط وسراشيبي آن بنمايد.

در حالي كه در مشهد حرم قدسي علي ابن موسي عليه آلاف التحيه والثناء است كدام شيعه اي به زيارت كساني مي رود كه مورد طرد ونفي ائمه اطهار قرار گرفته اند.


نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه دوم اسفند 1386 ساعت 1:13 | لینک ثابت |


Google




در كل اينترنت
دروبلاگ من