تبليغاتX
خرقه پشمینه

خرقه پشمینه

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

به نام حضرت دوست
يكي از خطرناكترين انحرافات در امت اسلامي صوفي گري است.
اين وبلاگ به صورت تخصصي اين مساله را پي گيري مي كند.نويسنده اين وبلاگ با اكثر فرقه هاي صوفي از نزديك آشناست.
در آرشيو مطالب وبلاگ بيشتر سوالات شما در اين زمينه پاسخ داده شده است

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
ولایت از دیدگاه صوفیه
حافظ وتصوف
تصوف از ديدگاه اهل بيت2
تصوف از ديدگاه اهل بيت1
اجازه قطبیت
فیلمهای جدید
نگاهی به ولایت در تصوف
مقام قطب صوفیان
امام خمینی ونقد حلاج
سلسله دروغین

تمام پیوندها
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384


پیوندها
فرقه اهل حق و آئین یاری
حکایت دراویش بروجردی
عرفان واقعي چيست
باز مانده تنها
صوفیان رند
با صوفیان ناصاف
سير بي سلوک
غريب رضا
اهل حق
مولوي پژوهي
گناباد110
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

>

اهانت سایت فرقه گنابادی به امام عصر

بارها گفته ام که اگر سران صوفیه اسم ائمه را می برند فقط برای توجیه خودشان است وگرنه اعتقادی ندارند وسعی در بهره برداری فرقه ای از این اعتقادات دارند
 
سایت مجذوب نور(بخوانید تصویر ظلمت)فرقه منحط گنابادی در نوشته اخیر خود به تمسخر امام عصر پرداخته وسعی کرده در قالب برخی الفاظ نظرات خود را قالب نماید.نویسنده با تمسخر کتب شیعه وروایات در این زمینه وتشکیک در مسجد جمکران سعی کرده موضوع امام زمان را شهودی نماید
 
در بخشی از این متن نوشته شده استکه:

اگر انشاء الله امام زمان ( عج ) ظهور کردند شما چگونه می خواهید او را بشناسید ؟آیا کتاب اصول کافی و بحار الانوار را می آورید و مطابقت می کنید و بعد می فهمید که ایشان امام زمان است یا خیر ؟!!

بعد با کمال جسارت که نشان از فساد عقیدتی سران این فرقه دارد می گوید:

اگر احادیث غلط روایت شده باشد و یا منظور این احادیث را آنگونه که باید درک نکرده باشیم بر اساس آن شاید اولین قاتلان امام (ع) ما باشیم . مثلاًفرموده اند او سوار اسب سفیدی می شود و ... حالا اگر واقعاً ایشان آمدند و سوار اتومبیل بنز یا سمند یا پژو شدند آیا ما به دلیل وابستگی به امپریالیزم آمریکا یا غرب اورا به دادگاه و صلیب نمی کشیم و ... و اگر ایشان ریش نداشتند و یا عمامه بر سر نداشتند ، ایشان را به جرم ترک مستحبات به دادگاه تفتیش عقاید نمی کشیم و منکر امامت امام زمان (عج) نمی شویم ؟ و اگر مثلاً ایشان فرمودند پای من به مسجدی به نام جمکران نرسیده و دستور ساخت آن را نداده ام !! نمی گوییم او امام زمان نیست و حضرتش را خارج از دین نمی دانیم ؟!!

به نویسنده احمق مقاله عرض می کنم که اگر امام زمانی را که شما تصویر می کنید بیاید یقینا ما اورا قبول نخواهیم کرد

امام زمانی که ریشش را بتراشد مورد قبول ما نیست

همین امام زمانی را که امروز ما می شناسیم واز جان ودل به او اعتقاد داریم را از همان کتب وروایات اهل بیت شناخته ایم.همانها که نامش وغیبت وظهورش را از کلام اهل بیت نوشته اند همانها هم مشخصاتش را ونوع ظهورش را می نویسند

به نویسنده صوفی باید عرض کنم که اگر می خواستید کتب شیعه وعلمای مارا زیر سوال ببرید یا منکر مسجد جمکران شوید راههای بهتری بود.لازم نبود یکباره تیر آخر را اول شلیک کنید وپرده از ماهیت اعتقادات فرقه ایتان بردارید

حضور میلیونی مردم در مسجد جمکران تیری بوده بر قلب اقطاب شما که می بینند دیگر دکان صوفی گری رونقی ندارد.

هر چنداز شما که سلسله خود را به معروف کرخی می رسانید ونعمت الله ولی آنرا به حبیب عجمی وداوود طائی وحسن بصری سنی متعصب مخالف اهل بیت می رسانید انتظار ی جز این نمیرود

مشابه نوشته های حق به جانب شمارا امثال کسروی ها قبل از انقلاب نوشتند وتاریخ دید که نه تنها خللی در این اعتقاد شیعه به وجود نیامد بلکه هر روز مهدویت وانتظار ظهور حضرتش در سراسر گیتی پرشور تر شد.

به شما حق می دهم اینجور زیرکانه به امام زمان بتازید.چرا که اجداد ایشان وپدرانشان شمارا رد وتکفیر کردند.

مگر امام رضا علیه السلام نفرمودند:من ذکر عنده الصوفیه ولم ینکرهم بلسانه وقلبه فلیس منا ومن انکرهم فکانما جاهد الکفار بین یدی رسول الله:هر کس نزد او از صوفیه سخنی به میان آید وبا زبان ودل آنهارا انکار نکند از ما نیست واگر کسی آنهارا انکار کند مانند کسی است که در حضور رسول خدا با کفار جهاد کرده است)حدیقه الشیعه ص ۵۶۴)

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن اعدائم اجمعین


نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه سی و یکم شهریور 1386 ساعت 14:8 | لینک ثابت |


جزوه ای که باعث ترس صوفیان شد؟

 

اگر یادتان باشد چند ماه قبل اکثر وبلاگهای فرقه گنابادی از انتشار وتوزیع جزوه ای خبر دادند که برای دراویش این فرقه ارسال شده بود.

وچون تاثیر زیادی گذاشته بود باعث ترس دراویش شد وآقای تابنده قطب فرقه واکنش سختی نشان داد وتهدید کرد که حلم حسنی فقرا تبدیل به شمشیر حسینی می شود

به لطف یکی از دوستان جزوه را تهیه نموده که برایتان می گذارم.چون زیاد است دوستان می توانند بقیه آنرا در قسمت ادامه مطلب بخوانند

بسم الله الر حمن الر حيم

نقدي بر صوفي گري

 چندی پیش بیانیه ای از سوی فرقه صوفی نعمت اللهی گنابادی منتشر گردید. نویسنده در این بیانیه طبق روال معمول این فرقه سعی در القای مطالب خلاف واقع وتبلیغ برای عقاید انحرافی خود دارد. استفاده از مطالب بزرگان دین وعلمای تشیع در حوزه مطالب عرفانی ومنتسب نمودن آن به تصوف از جمله شگردهای نویسنده این بیانیه می باشد.

در همین راستا برای روشن شدن اهداف این فرقه وانحرافات آن مطالبی را نوشتم که امیدوارم مورد قبول حضرت حق واقع شود.

جزوه حاضر نقدي است بر بيانيه يوسف مرداني نماينده قطب اين فرقه در شهرستان كرج .

 

آشنائي اجمالي با صوفي گري

 

قال الرضا عليه السلام:مَن ذُكرَعِندَه الصوفيه ولَم يُنكرهم بِلسانه و قلبِه فلَيسَ منّا و مَن اَنكَرهم فَكانّما جاهَد الكُفّار بَينَ يدي رسول الله.

امام رضا عليه السلام مي فرمايند:

هر كس نزد او از صوفيه سخني به ميان آید و با زبان و دل آنها را انكار نكند از ما نيست . وهر كس ايشان را انكار كند مانند اين است كه در حضور رسول خدا (ص) با كفار جهاد نموده است.[1]

دومين فتنه بزرگ پس از ماجراي سقيفه در امت اسلامي ، توطئه جانشيني شخصيتهاي ساختگي براي هدايت خلق بود. اين جريان كه با زهد بازيهاي حسن بصري شروع شد توسط شخصي بنام ابو هاشم كوفي (صوفي ) رسماً بعنوان جريان تصوف راه اندازي شد . از همان ابتدا به دليل مغايرت تفكر اين جريان با اسلام، اهل بيت عليهم السلام به مخالفت با ايشان پرداختند .

 

 امام صادق عليه السلام در مورد اولين صوفي (مخترع تصوف يعني ابوهاشم كوفي) مي فرمايند:

انّه كان فاسدَ العقيده جداً،وهو الذّي اِبتَدَع مذهبا ًيقال له التصوف ،وجَعلَه َمفرّا لعقيدتِه الخبيثه.

يعني: همانا او (ابوهاشم) فساد جدی عقيدتی دارد او كسي است كه مذهبي را بدعت گذاشت كه تصوف ناميده شد و آن را محل فراري براي عقيده خبيث خود قرار داد[2].

 از ساير ائمه نيز رواياتي در ذم صوفيه وارد شده است.

 اين جريان كم كم براي خود آدابي بنا نهاد. و هر روز بدعتي تازه وارد دين مبين اسلام نمود . در قرن چهارم هجري توسط يكي از حاكمان مسيحي در رمله ی شام، اولين خانقاه راي صوفيان ساخته شد. همه سران تصوف تا قرن 11 هجري از اهل سنت بوده اند. خواجه عبد الله انصاري مي گويد:

از بين دو هزار صوفي كه تا كنون ديده ام، دو تن ايشان بر مذهب روافض (شيعه)    بوده اند.[3]

از زمان پيدايش اين جريان انحرافي، علماي بزرگ شيعه هميشه با آنها مقابله نموده اند.و در آثار اكثر علماي بزرگ نقدهاي تندي بر ايشان مي توان ديد.    

 

فرقه نعمت الهي گنابادي

سلطان محمد بيچاره ( فامیل نامبرده ) گنابادي در سال 1294 اين فرقه را تاسیس نمود. سخنان گزاف و انحرافات عقیدتی وي باعث شد كه مرحوم آيت الله آخوند خراساني صاحب كفايه؛ وي را مرتد اعلام نمايد كه در سال1327 هجری قمري توسط عده اي از شيعيان در بيدخت گناباد به قتل رسيد و قطبيت در خاندان وي موروثي شد. قطب فعلي اين فرقه      نور علي تابنده، از سران نهضت ملی و از مخالفين سر سخت نظام جمهوري اسلامي مي باشد. در ذيل به گوشه هایي از انحرافات و بدعتهاي اين فرقه اشاره مي نمايم :

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت 13:9 | لینک ثابت |


صوفی خارجی از نوع نعمت اللهی
ما فکر می کردییم فقط تو فرقه های نعمت اللهی برای قطب سجده میکنن وبه صورت چهار دست وپا میرن تا زیارتش کنن
اما یه فلم از صوفیهای سنگال دیدم که اونها هم همین کارها رو بلدند.انگار مهاجرت کردن رفتن سنگال
دانلود کنیددانلود
به هر حال تو این عالم همه چیز پیدا میشه دیگه
 

نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت 10:33 | لینک ثابت |


خواب خرگوشی
بسم الله الرحمن الرحیم
 
می خواستم در مورد بعضیها بنویسم.برخی دوستان بارها به من گفته اند که تعصب این دراویش نمی گذارد راه حق را پیدا کنند اما باید عرض کنم درست است تعصب مانع خیلی از مسائل است اما من تعداد زیادی از دراویش را می شناسم که موفق به توبه شده اند
هم اکنون بنده نیز چه از طریق اینترنت وچه تماس تلفنی و..با برخی از آنها توانستم وارد بحث شوم که به فضل الهی اکنون دیگر صوفی نیستند.
باید عرض کنم انسان خوابیده را می شود بیدار کرد ولی انسانی که خودش را به خواب زده را نه.
درمورد فرقه گنابادی ویا حتی برخی دیگر از فرقه ها هستند جوانان زیادی که دیگر دوست ندارند عادتا صوفی باشند.یادم نمی رود در یکی از شهرهای لرستان یک سرباز بعد از صحبتهای من آمد وگفت پدر ومادرش درویش گنابادی هستند واو تا کنون انحرافات اینها را نمی دانسته.امروز همان جوان یکی از افراد ثابت مسجد وهیات مذهبی است
برخی حرفها وانحرافات بسیار واضح هستند واگر کسی بخواهد دقت کند همه چیز برایش معلوم می شود به قول معروف:
در خانه اگر کس است یک حرف بس است
مثلا همان حکم ملا سلطان گنابادی به فرزندش را ببینید که چگونه در کمال تعجب ادعای گزاف می کند:

«پوشیده نماند که هر یک از اولیای عظام را در زمان حیات و بعد از ممات، خلفا و نواب لازم است که رشته دعوت منقطع نشود که در بقاع ارض و در جمله زمان حکم «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک» جاری باشد. لذا این ضعیف، سلطان محمد، نور چشم خود ملا علی را خلیفه خود قرار دادم و چون اشاره غیبیه شده بود تأخیر را روا نداشتم.»

 صالحیه، چاپ دوم، ص۳۴۶.

کدام انسان منصف وعاقلی هست که این جمله را ببیند ومتوجه اوج انحراف نشود

تا کنون پس ازغدیر هیچ کس ادعا نکرده که به حکم یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک فرزندش را منصوب نموده باشد.واز همه عجیب تر اینکه می گوید چون اشاره غیبیه شده بود تاخیر را روا نداشتم.

البته هستند جوانان درویشی که خدا برایشان از فرقه وقطب و...ارزشمند تر است وحاضر نیستند حقیقت را به چیزی بفروشند

اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا وغیبه ولینا وکثره عدونا

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت 9:6 | لینک ثابت |


یا علی ویا عظیم
سلام
ماه رمضان داره میاد.ودوباره دربهای رحمت واسعه الهی باز میشه.مهمانی خدا شروع میشه و...
نمیدونم چی بگم ولی امیدوارم همه بتونیم تو این ماه علاوه بر اصلاح رفتارهامون به اصلاح عقایدمون هم بپردازیییم

نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 ساعت 9:4 | لینک ثابت |


آیا فقط عبادت وذکر کافی است؟
ماه رمضان داره نزدیک میشه.وقت خوبیه برای نگاهی دوباره به اعمالمون.
اما یه سوالی که گاهی وقتها برخی از مردم در مورد برخی دراویش می پرسند لازمه جواب داده بشه
بعضیها به من می گن شما میگید اینها منحرفند ولی در بین اینها کسانی هم هستند که اهل نماز وذکر وعبادت و ..اند.تکلیف اونا چیه.شاید از من وشما هم مقید تر باشند؟
 
در جواب باید عرض کنم.اولا مهمتر از عمل اعتقاده.اگر اعتقاد انسان درست نباشه وانحراف داشته باشه عملش نیز دچار خلل میشه.
عابدی بود که دائما در حال عبادت خدا بود ودر جزیره ای زندگی می کرد.اما مقدار ثوابی که خداوند به اعمال او می داد بسیار ناچیز بود واین باعث سوال یکی از ملائکه شد.خداوند آن ملک را به شکل انسانی پیش عابد فرستاد.
از او پرسید تو مشکلی نداری.گفت نه همه چیز خوب است ولی کاش خداوند ما خری می داشت که اینهمه علف در این  جزیره از بین نمی رفت وملک به میزان اعتقاد وشعور آن عابد پی برد
بحث در این است که بر فرض اگر یک صوفی زانویش از شدت سجده پینه بزند ولی وقتی نظر اهل بیت مخالفت با تصوف است چه سود
 
مگر در صدر اسلام خوارج نماز شب نمی خوندند.مگر وهابیها روزانه صدها آیه قران ونماز جماعت مرتب نمی خونند.اگر ملاک کثرت عمل بود که خوب اونها خیلی وقتها جلوترند
اما در تیشع ملاک اعتقاد صحیح همراه با عمله.نه عمل تنها ثمره میدهد ونه اعتقاد فاسد.
شناخت راه وحرکت در مسیر قران وعترت با عمل صالح باعث فلاح ورستگاری می شود وگر نه اعتقاد تنها ثمره ای ندارد
وقتی امام هادی علیه السلام می فرمایند:الصوفیه کلهم من مخالفینا:یعنی تمام صوفیه از مخالفین ما هستند عبادت تنها چه سود
که امام رضا علیه السلام می فرماید: دوستی ومحبت محمد وآل محمد صلی الله علیه وآله وسلم وتسلیم و انقیاد فرامین آن را با اتکا بر عبادات وامگذارید و رها مکنید، زیرا هیچ یک از این دو (عبادت و محبت اهل بیت) بدون دیگری مقبول و پذیرفته نمی شود. (. بحار الانوار، ج75، ص 348)
 
به هر حال امیدوارم که در این ماه مبارک کمی نسبت به اعتقاداتمان توجه داشته باشییم
 
 

نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 10:38 | لینک ثابت |


ارتباط سازمان سیا وصابر قدسی؟؟؟
آقا این جماعت دراویش عجب آدمهای خلاقی هستند.از کوچکترین سوء هاضمه ای سرطان معده می سازند

اخیرا باب شده که هر کس در هر کجای عالم حرفی بزند که به صوفیها بویژه فرقه گنابادی بربخورد آنرا به صابر قدسی ربط می دهند ومرا متهم می کنند

از همه مهمتر اینکه به همدیگر نیز اعتماد ندارند ووبلاگهای خود را طی یک عملیات زیبای نویسندگی به بنده مربوط می سازند

اگر یادتان هست قبلا چندین مقاله در مخورد بنده نوشتند وهر روز مرا متهم به شغل ونامی کردند.یک روز گفتند مسئول دفتر آیت الله صافی گلپایگانی است ویک روز گفتند معاون سابق سعید امامی بنام حمید رضا بارانی.......

اخیرا نیز یکی از وبلاگهای این فرقه وبلاگهای شاهراه طریقت وخدابنده را که از دراویش هستند با بنده مرتبط دانسته وخط فکری آنها را خط بنده اعلام نموده است.

با هم بخشی از این وبلاگ را بخوانیم:

اهالی "اینترنت آباد" امروز دیگر متوجه شده اند که دو تا پایگاه اینترنتی سایت پناه برخدا" (یا خدا بنده ) و وبلاگ" شاهراه طریقت" عینهو دو قلوهای سیامی بهم شباهت دارند به نظر میرسد که اگر گردانندگانشان یک نفر نباشند حتماْ شاگردهای یک کلاس و یک مدرسه باید باشند. همان کلاسی که مدرٌسش یک "بنده خدا" است. همان بنده خدائی که بعد از این که "پسورد"ش را گم کرد دست پیش را گرفت و سایت "پناه برخدا- یا "خدابنده"" را راه انداخت. پناه برخدا


.. مثلا به ظاهر هر دوتاشون میخواهند یقهء "خرقه پشمینه" را جر بدهند.... هردوتا میخواهند هر طور شده پای "درویش خرسند" صاحب وبلاگ "بایاران" را بوسط بکشند و خودشان را به عنوان موافق و مخالف پشت اسم او قایم کنند
به هر حال به این برادران درویش توصیه می کنم حد اقل یک گردهمایی بگذارند تا وبلاگنویسان درویش همدیگر را شناخته واینقدر برجک هم را نزنند

نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 ساعت 8:27 | لینک ثابت |


انشعابی در ذهبیه
مثل همه فرقه ها فرقه ذهبیه نیز دچار انشعاب شده است.آنقدر این اولیای خداوند زیادند که آدم نمی داند به کدامشان تمسک کند

به هر حال در زمان وحید الاولیا قطب ذهبیه در شیراز آقای رضا رهنما مدعی قطبیت شد وتوانست انشعابی بر ذهبیه بیافزاید

وی کارمند آموزش وپرورش ومدتی رئیس اوقاف شیراز بود.مانند بسیاری از مشایخ واقطاب صوفیه ادعاهای گزاف زیادی دارد

وی در کتاب جام جم که اثر خود اوست می نویسد(ج ۷ ص۲۶۴۰):پیام راه رفته آشنائی است به آشنایان راه طریقت وطالبان حق وحقیقت..جام جم حاوی اسرار نبوت وولایت خاندان آل عصمت واز تراوش فکری وسوانح خاطر عارف ربانی دل آگاه وخضر راه حضرت آقای حاج رضا رهنما سلیمان اولیا است.

و جالبتر اینکه در مورد خود مدعی شده استکه:

در هفت تنان شیراز ملاقات حضرت باقر دست داد.روز یکشنبه ۲۲ خرداد سنه ۱۳۴۸ بعد از ادای نماز عشا نوری عظیم بصورت لوله اسطوانه ای از زمین بسوی عالم بالا می شتافت.کسی نبود غیر هو.به ندائی بلند وصریح گفت:انت عبد الله.ولی الله.حجه الله وخلیفه الله فی السموات والارض

بعد می سراید:                  حضرت باقر زتبار علی       باقر عالم بعلوم نبی

                           گفت که ای قائد قائم به خلق               وجه حق گشته بغرب وبه شرق

به هر  حال آنقدر ادعاهای وی زیاد وگزاف است که نوشتنش مثنوی هفت من کاغذ می خواهد

اما با اینهمه انحرافات وسخنان بیهوده همیشه عده ای هستند که صراط مستقیم اهل بیت را رها کنند وبه راه های ساخته شده توسط اولیای شیاطین بروند


نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه هفدهم شهریور 1386 ساعت 9:30 | لینک ثابت |


ای پادشه خوبان.داد از غم تنهایی

 

کجاست روح سحر تا صدا کند مارا

ودر قنوت نمازش دعا کند مارا

همیشه آرزویم بوده در زیارتها

که بهر موسم رجعت سوا کند مارا
 
 

نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت 15:12 | لینک ثابت |


فرقه نعمت اللهی مونسعلیشاهی
از جمله اقطاب فرقه های صوفیه امروز قطب فرقه نعمت اللهی مونسعلیشاهی یا نور بخشیه است

جواد باغیانی کرمانی مشهور به دکتر جواد نوربخش از جمله عجایب دنیای تصوف امروزی است

عجیب به این خاطر که برای رسیدن به قطبیت همه کار کرد تا توانست قطب شود

شهرت امروزه او نیز بیشتر بخاطر نویسندگی است که به قول دکتر نورعلی تابنده قطب فرقه گنابادی)در مراسم افتتاح کتابخانه کرج)بیشتر به درد انتشاراتی بودن می خورد تا قطبیت.

آنهم کتابهایی که رونوشت وکپی برداری از کتابهای مختلف است

وی شهرت دیگری نیز دارد.شهرت دیگر او بخاطر تجاوز به یکی از مریدانش به نام فریال آوارخ بود.دختر جوانی که به خاطر تشرف به خانقاه رفت ومورد تجاوز وی قرار گرفت ودچار بیماری دو شخصیتی گردید واز دنیا رفت

در همان زمان با شکایت خانواده وی پرونده ای برای این قطب خارج نشین درست شد و محکوم گردید .

برخی از مریدانش از او برگشتند ولی هنوز عده ای سعی دارند یا با تکذیب این واقعه ویا توجیه آن راه انحرافی وی وصوفی گری را ادامه دهند

انشا الله در آینده ای نزدیک جریان دادگاه وی را آپلود خواهم کرد.ضمنا نوار مصاحبه تلفنی خواهر دختر نامبرده واعتراف دکتر نوربخش موجود است

خدا عاقبت همه مارا ختم به خیر کند انشا الله

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 15:53 | لینک ثابت |


یوسف مردانی وخانقاه کرج
یوسف مردانی مشهور به درویش صدقعلی از سران فرقه نعمت اللهی گنابادی است.

با فوت محبوبعلیشاه قطب فرقه قبلی گنابادی به دلیل سوابق قطب فعلی؛یعنی آقای مجذوبعلیشاه ونداشتن سابقه تصوف قدرت یوسف مردانی در فرقه زیاد شد تا جاییکه قطب فرقه در سالهای اولیه قطبیت در حاشیه قرار گرفت.

بعدها به مدد دکتر مصطفی آزمایش نقش نور علی پررنگ شد.ومردانی قدرت رقابت خود را از دست داد

وی بازنشسته آوزش وپرورش است.وتوانسته به مدد همکارانی همچون علی صالحی تشکیلاتی در کرج راه بیاندازد وتقریبا نقش شیخ المشایخی را بازی کند

در یکی دو سال گذشته نیروهای شیعه وحزب اللهی کرج به شدت نسبت به فعالیتهای وی ونصب دوربین مدار بسته در کوچه و...معترض بودند تا اینکه هم اکنون اعتراضها صورت رسمی به خود گرفته است.تجمع  هفته گذشته جلوی خانقاه کرج را نیز در همین مورد می توان ارزیابی کرد

به هر حال هم اکنون رقابت شدیدی بین طیف کرج فرقه وطیف گناباد(یعنی خاندان تابنده) برای جانشینی قطب فعلی مطرح است واحتمالا پس از آقای دکتر تابنده مردانی بتواند قطبیت را از آن خود کند

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت 10:51 | لینک ثابت |


فیلم نماز عید فطر در فرقه گنابادی
قبلا در دو پست قبلی توضیح دادم که بسیاری از برنامه های فرقه های صوفیه فقط ظاهر سازس وبرای جذب عوام است
مثلا همین نماز عید فطر که بسیاری از اعمال رسمی شریعت در آن مورد توجه قرار نمی گیرد.
نه رعایت مسائل صفوف جماعت می شود ونه نماز درست خوانده می شود.اکثرا در قنوت دوم نماز تازه یاد گرفتند باید قنوت بخوانند
به هر حال با هم این نماز را ببینیم وکمی عبرت بگیرییم

نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت 14:13 | لینک ثابت |


دلیل فحشهای دراویش؟؟؟
شاید برخی از دوستان از اینکه بنده گاهی وقتها فحشهای دراویش رو سانسور نمی کنم ناراحت شوند
درست است ممکن است به بنده یا برخی بزرگان اهانت کنند ولی به قول یکی از بچه های سایت کلوب که می گفت من قبلا گمان می کردم اینها آدمهای مودبی هستند ولی در این وبلاگ وسیات کلوب متوجه شدم فقط مشتی آدم متعصب و...صفت هستند که فقط یا از روی تعصب ویا برای مشتی نان صوفی شده اند
اگر وبلاگ خرقه کاری انجام ندهد همینکه چهره این منافقان را رو کرده کار بزرگی است.
به هر حال من به نور علی تابنده قطب فرقه صوفی گنابادیه وسایر اقطاب صوفیه برای تربیت چنین شاگردانی تبریک می گویم و امیدوارم دوستانی که با تصوف آشنایی ندارند متوجه شده باشند که لایه های درونی تصوف با پوسته ظاهری آن بسیار متفاوت است
البته شاید مهمترین دلیل فحاشی دراویش این باشد که در وبلاگ خرقه دست بسیاری از آنان رو شده وچهره واقعی وانحرافاتشان نمایان شده است

نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه دهم شهریور 1386 ساعت 14:36 | لینک ثابت |


امشب دوباره عشق سرازیر می شود
دوباره صدای هلهله عرشیان بگوش می رسد واز خانه امام یازدهم امید به عالم سرازیر می شود
وعده های خاتم رسولان محقق شد وپسری به دنیا آمد که تمام خوبیها همراه اوست
امشب ما شیعیان منتظر همراه با ملکوتیان دل را مژده می دهیم که غم به سر آمد.
 
میلاد گل زیبای نرجس.حجه ابن الحسن امام منتظران مبارکباد
 

نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 21:59 | لینک ثابت |


نماز عید فطر در فرقه گنابادی

 

دیشب داشتم فیلمی از نماز عید فرقه گنابادی در خانقاه امیر سلیمانی تهران رو می دیدم.خیلی باحال بود.

یک روحانی نمای صوفی شده بود امام جماعت.اما چند تا نکته باحال داشت که به برخی از اونها اشاره می کنم

1-نوع نماز خوندن دراویش خیلی باحال بود واکثرا تو نماز بلد نبودن اعمال رو بجا بیارن

2-مهمتر از همه اینست که حتی عوام مسلمین می دانند که نباید همردیف امام جماعت ایستاد وباید عقب تر از امام بود.اما جناب قطب که نشسته نماز می خواند وصف اول همردیف امام بودند

3-خیلی از دراویش حتی بلد نبودن نماز رو بخونن ودر قنوت دوم وسوم تازه شروع کردند به قنوت گرفتن

4-امام جماعت صوفیه هم سوره و هم قنوت را از روی کاغذ می خواند وجالب تر اینکه مثل خیلی از اعمال دیگر شروع کرد به اضافه کردن برخی دعاها وامن یجیب خواندن که کلی خندیدییم

به هر حال اگر کسی اهل درایت باشد با کمترین توجه متوجه خواهد شد اکثر این دراویش فقط در مجالس عمومی برای تبلیغ نماز می خوانند واز نوع نماز خواندنشان معلوم است

انشا الله در اولین فرصت فیلم آنرا آپلود خواهم کرد

 

هر چند عکسها هم جالب است ولی دیدن فیلم صفائی دیگر دارد

 

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 10:59 | لینک ثابت |


بروجرد وتصوف؟

 

یکی از دوستان بروجردی از بنده خواستند که مطالبی در مورد وضعیت بروجرد واوضاع صوفیه بنویسم

 

معمولا استکبار همیشه سراغ مناطقی از ایران برای ترویج فرقه گرایی می رود که مهد دین وعالمان دینی است.

بروجرد نیز از همین شهرهاست که از قدیم تا کنون علمای بزرگی را پرورش داده است

متاسفانه در رژیم گذشته برخی فرقه ها همچون فرقه گنابادی توانستند در این شهر نفوذ کنند وبه فعالیت بپردازند

هر چند در مقطعی با برخی از مدعیان تصوف همچون غلامرضا پاشایی مشهور به مجذوبعلیشاه بروجردی برخورد شد وبه دلیل مفاسد اخلاقی وسوء استفاده جنسی از برخی مریدان اعدام شد ولی در فضای دولت دوم خرداد متاسفانه مانند برخی فرقه های دیگررشد کردند وتوانستند خانقاه خود را در بروجرد احداث کنند

اما به فضل الهی اخیرا شنیده شده که طلاب وروحانیون آگاه بروجرد فعال شده اندو به مقابله با فعالیت صوفیه پرداخته اند.

خبرهای رسیده حکایت دارد که روحانیون شهر طی بیانیه ای از آقای مدیری مجاز نماز فرقه گنابادی در بروجرد خواسته اند که خود یا یک نفر به نمایندگی از ایشان برای مناظره بیاید که تا کنون حاضر نشده اندو مردم متوجه شده اند که این همه ادعا هیچ وپوچ است. حاضر نشدن دراویش به مناظره بسیاری از واقعیت ها را روشن نموده است

به هر حال تلاش این دوستان متدین را ارج نهاده وامیدواریم این شهر بزرگ وکهن دیگر شاهد حضور فرقه های صوفی نباشد


نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 1:13 | لینک ثابت |


حلاج وفرقه اهل حق؟؟؟

قبلا در مورد حلاج مباحثی را طرح نموده واشعاری از حضرت امام خمینی رحمت الله علیه در رد وی نوشتم

اما جدیدا مواردی یافتم که جالب است و نوشتن آنها برای اهل تحقیق مفید می باشد:

مرحوم محدت قمی(شیخ عباس قمی)صاحب کتاب ارزشمند مفاتیح الجنان در سفینه البحار از شهید اول نقل می کند که کتابی از حلاج یافت شد که حسین بن منصور در آن نوشته بود:هر کس سه روز و سه شب روزه بدارد و افطار نکند وبعد از سه روز با برگ نعنا افطار کند روزه ماه رمضان از او ساقط می گردد وهر کس دریک شب دو رکعت نماز بخواند که از اول شب تا به صبح طول بکشد؛بعد از آن نماز از او ساقط می شود؛وهر کس تمام در آمد یکروز خویش را در راه خدا تصدق کند ؛حج از او ساقط می شود؛واگر نزد قبور شهدا در مقابر قریش برود ودر آن ده روز بماند؛وروزه بگیرد ونماز بخواند وجز با مقدار کمی نان جو ونمک افطار نکند کل عبادات از او ساقط می شود(سفینه البحار ج 1 ص 297)

جالب اینست که شبیه همین عقیده با کمی تغییر در مورد روزه در فرقه های موسوم به اهل حق که در برخی استانها مثل کرمانشاه زندگی می کنند دیده می شود.آنها معتقدند سه روز باید روزه گرفت وبعد با گوشت خروس افطار میکنند(البته به جز خاندان خاموشی که از خوردن گوشت خروس پرهیز میکنند)

در مورد نماز نیز این فرقه معتقدند که حضرت علی علیه السلام به جای همه آنها نماز خوانده لذا نماز نمی خوانند

قبلا در مورد دفاع از شیطان در سخنان حلاج بحث کردییم ودر فرقه های موسوم به اهل حق نیز شیطان جایگاه مقدسی دارد وبه نام ملک طاووس خوانده می شود وآنقدر به شیطان علاقه دارند که برخی آنها را شیطان پرست می گویند

به هر حال در طول تاریخ متصوفه آنقدر از حلاج دفاع کرده اند که امروز به عنوان یک عارف مطرح است وخنده دار تر از همه اینکه در ادبیات فارسی زیاد اورا می ستایند واین در حالیست که حلاج اصلا فارس نبوده وبه زبان عربی سخن می گفته است


نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه سوم شهریور 1386 ساعت 22:18 | لینک ثابت |


مرحوم آقاسی وتبری از صوفیه؟
یکی از دراویش محترم در مورد شعر مرحوم محمد رضا آقاسی در قسمت نظرات نوشته اند که:
 
آقا صابر هیچ وقت آقاسی شعرش اینجور نبود این یه دروغ
 
برادر گرامی.این شعر شیعه مرحوم آقاسی است ومی تونید در همه آثاری که در مورد ایشون چاپ شده اونو ببینید
حتما از این قسمتش ناراحت شدید که میگه:
یا علی درویش وصوفی نیستم
فاش می گویم که کوفی نیستم
هیچ می دانم که جز دندان تو
هیچ دندان لب نزد بر نان جو
یا علی لعل عقیقی جز تو نیست
هیچ درویشی حقیقی جز تو نیست
لنگ لنگان طریقت را ببین
مردم دور از حقیقت را ببین
مست مینای ولایت نیستند
سرخوش از شهد هدایت نیستند
خیل درویشان دکان آراستند
کام خود را تحت نامت خواستند
خلق را در اشتباه انداختند
یوسف مارا به چاه انداختند
کیستند اینان رفیق نیمه راه
وقت جانبازی به کنج خانقاه
فصل جنگ آمد تماشاگر شدند
صلح آمد لاله پرپر شدند
دل به کشکول وتبرزین بسته اند
بهر قتلت تیغ زرین بسته اند
موجها از بس تلاطم کرده اند
راه اقیانوس را گم کرده اند....
بخاطراین دوست عزیز فایل این شعر رو با صدای خود مرحوم آقاسی برای دانلود قرار میدهم
 
برای شادی روحش صلوات
 
 

نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 23:6 | لینک ثابت |


سخنان عجیب صالح علیشاه
یکی از مصیبتهای تصوف این است که مرید را طوری تربیت میکنند که جز سخن قطب حرفی را قبول نکند واین باعث می شود هر سخنی را که اقطاب بگویند فورا قبول کنند ولو مخالف عقل باشد
وچون اقطاب وانمود کرده اند به عالم غیب متصل هستند تابعین آنها نیز بدون چون وچرا می پذیرند وچون صوفی حق سوال از قطب را ندارد هیچگاه حتی در یک کتاب یا سخنرانی اشتباهی از اقطاب نقد نمی شود
 
یکی از اقطاب فرقه صوفیه گنابادی صالح علیشاه است.وی از در نوشته ها وسخنرانی های خود مطالبی را دارد که برای اولین بار فقط توسط خود ایشان نوشته شده وجالب است
وی عزت دین اسلام را به واسطه اسلام عمر بن خطاب بیان می کند ومی گوید:
حضرت رسول در بیانات خود دعا کرده بود که خدایا دین اسلام را با اسلام آوردن عمر یا ابولحکم(ابوجهل) محکم گردان.بعد عمر اسلام آورد وبا شمشیر برهنه از پیامبر در مسجد الحرام محافظت کرد.وحتی پدر خود را که قصد جسارت داشت کشت(یادنامه صالح ص ۱۶۴
عجیب است که اسلام با ایمان علی بن ابیطالب وجعفر برادرش واباذر عزیز نشد ولی به ادعای این آقای قطب با اسلام عمر عزیز شد
از همه جالب تر مساله کشتن پدرش خطاب است که از عجایب تاریخی است که قبل از ایشان احدی آنرا ذکر نکرده است
چون در تواریخ آمده پدرش در زمان اسلام وی مرده بود.بلاذری در کتاب انساب الاشراف جمله ای از ولید بن مغیره خطاب به عمر می آورد که:فو الله لو کان ابوک حیا ما تبعت دین محمد(ص):یعنی به خدا قسم اگر پدرت زنده بود از دین محمد تبعیت نمی کردص ۲۹۲
ادعای جالب تر ایشان دفاع از خلفا است که حتی اهل سنت نیز این ادعا را ندارند
وی می گوید:
خلفا هیچ وقت خلاف ظاهری غیر از مخالفت با علی علیه السلام نکردند.این چهار نفر بودند واین چهار نفر هم به احکام خدا عمل کردندوخلیفه پیغمبر محسوب می شوند که به جای پیغمبر نشستند واحکام پیغمبر را اجرا کردند وعدالت کردند.بالسویه تقسیم کردند.که این ها هم خودشان به احکام قران واسلام عمل کردند وهم دیگران را وادار کردند(یادنامه صالح ص ۲۱۵)
ایشان معلوم است یک دوره تاریخ اسلام را حتی از منابع اهل سنت مطالعه نکرده اند وگرنه چنین ادعایی نمی کردند
ایشان می گوید غیر از مخالفت با علی علیه السلام هیچ خلاف ظاهری نکردند
پس چه کسانی به صدیقه طاهره ظلم کردند.مگر اینها بیت المال را به دوستان خود نبخشیدند
مگر ابوبکر نبود که از جرم وجنایت خالد بن ولید نسبت به مالک بن نویره گذشت وقتل وزنای وی را نادیده گرفت
مگر عمر بن خطاب نبود که منع از روایت گفتن کرد.نماز تراویح را جعل کرد ومتعه را حرام اعلام کرد
مگر عثمان نبود که اباذر غفاری را به ربذه تبعید کرد تا در بیابان بی آب وعلف به شهادت رسید
حتی اهل سنت نیز چنین ادعایی نکرده اند .
نمی دانم تا به کی صوفیان با تعصب بی جا قصد دارند دست تمسک به دامن کسانی بزنند که اولیات اسلام را متوجه نشده اند
 
 
 

نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه دوم شهریور 1386 ساعت 1:24 | لینک ثابت |


عوام فریبی ؟؟؟؟

یکی از شگردهای صوفیان گنابادی تلاش جهت مخدوش نمودن چهره علمای شیعه ومراجع تقلید است.

مهمترین دلیل آن هم اینست که اگر صوفیها از علما تبعیت کنند دست سران آنها رو شده ودکان تصوف تعطیل خواهد شد

لذا در نوشته ها وبسیاری از آثار سعی میکنند خود را مترقی نشان داده ومعمولا علما را قشری ومتعصب معرفی نمایند

البته تا کنون نگفته اند نظرشان راجع به ائمه وبرخورد آنها با صوفیه ونفی تصوف چیست

به دلیل اینکه مسجد بزرگترین پایگاه اسلام بوده وهست لذا صوفیه برای اینکه اتباعشان را از مسجد ومنابر علما دور کنند بدعتی بنام مجاز نماز درست کرده اند تا صوفی فقط شت سر او نماز بخواند ومبادا به مسجد برود

به نمونه ای از حملات صوفیان گنابادی در وبلاگ بایران توجه بفرمایید

وی نوشته است:

شاید بهتر باشد بگوییم ماجرا از اعتراض صریح آیت‌الله مکارم شیرازی به متولیان مسجد جمکران شروع شد؛ آنجا که ساختن فضایی شیشه‌ای برای محراب مسجد و نوع نورپردازی خاص آن را نوعی "عوام‌فریبی و تقدس‌زایی" بی‌مبنا دانستند. همین هم شد که مسئولان مسجد جمکران گنبد و بارگاه تازه‌تاسیس! را به سرعت جمع کردند. گرچه ناگفته نماند در آن روزگار وجود این بارگاه اضافی! مشتریان زیادی هم پیدا کرده بود؛ علاوه بر اینکه مردم در آن فضای شیشه‌ای پول می‌ریختند و نذرهایشان را اینگونه ادا می‌کردند؛ انواع و اقسام دخیل‌ها و نامه‌ها هم به سمت این کعبه‌ی خیالی گسیل شده بود.

و  از همین چاه  ها  و پول ها  نوری همدانی و مکارم شیرازی بیرون آمدند

خوب.ای کاش نویسنده محترم که دلش برای خرافه زدگی می سوزد واز عوام فریبی نگران است بفرمایند ساختن اتاتقک شیشه ای در مسجد جمکران(که بنده نیز با این عمل مخالفم) عوام فریبتر است یا پابوسی وهزار بدعت دیگر برای ترویج اقطابی که خود را امام طریقت وصالح زمان می دانند

بدعت وخرافه بد است هر کجا که می خواهد باشد ومخالفت آیت الله مکارم نشان از روشنگری ایشان دارد

اما برادر.سری به مقبره نعمت الله ولی زده اید.یا به قبر بایزید رفته اید.قبر سلطانعلیشاه را چه دیده اید. حرکات دراویش ونوع اعمال آنها را نگاه کرده ایدنگفتید اینهمه زروزیور برای چه آنجا ساخته اند.

چرا نگفتید پرش قورباغه ای در مجالس وادا واطوار در آوردن خرافه وعوام فریبیهست یا نه؟

اگر همین روحانیت بیدار شیعه نبود تا کنون همه شیعان به دام یکی از فرقه های ساخته استعمار گرفتار بودند وامروز باید قومی شارب دار صف بکشند تا پای مبارک اقطاب را از روی کفش ببوسند

به نظر شما استفاده از جهل مردم برای این اعمال را چه نام نهیم

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه یکم شهریور 1386 ساعت 0:58 | لینک ثابت |


Google




در كل اينترنت
دروبلاگ من