خرقه پشمینه
منوی وبلاگ

به نام حضرت دوست
يكي از خطرناكترين انحرافات در امت اسلامي صوفي گري است.
اين وبلاگ به صورت تخصصي اين مساله را پي گيري مي كند.نويسنده اين وبلاگ با اكثر فرقه هاي صوفي از نزديك آشناست.
در آرشيو مطالب وبلاگ بيشتر سوالات شما در اين زمينه پاسخ داده شده است
فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
ولایت از دیدگاه صوفیه
حافظ وتصوف
تصوف از ديدگاه اهل بيت2
تصوف از ديدگاه اهل بيت1
اجازه قطبیت
فیلمهای جدید
نگاهی به ولایت در تصوف
مقام قطب صوفیان
امام خمینی ونقد حلاج
سلسله دروغین
تمام پیوندها
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
پیوندها
فرقه اهل حق و آئین یاری
حکایت دراویش بروجردی
عرفان واقعي چيست
باز مانده تنها
صوفیان رند
با صوفیان ناصاف
سير بي سلوک
غريب رضا
اهل حق
مولوي پژوهي
گناباد110
قالب بلگفا
طراح قالب

بایزیدگفت :" یک بار خدای تعالی مرا بالا برد و در برابر خود نشانید و گفت ای بایزید ! آفریدگان من می خواهند تو را در این جایگاه ببینند . گفتم: خدایا مرا به وحدایت خویش زینت ده و به اَنانیّت خویش بپوشان و به مقام احدیت خود بالا بر تا چون آفریدگان تو مرا ببینند گویند: تو را دیدیم، و آنجا همه تو باشی و من درمیان نباشم "[ سراج طوسی ، اللمع فی التصوف ، 383، چاپ نیکلسون، لندن ]
از این دست سخنان در آثار صوفیه زیاد است وتعجب اینست که کتابهای زیادی نیز در توجیه این سخنان بیهوده وگزاف نوشته اند
حضرت امام خمینی(رحمه الله علیه)م ضمن مخالفت جدی با شطحیات آنرا نشانه خودخواهی و وسوسه شیطان و تکبر میداند. ایشان میفرماید:
اي مدعي معرفت و جذبه و سلوك و محبّت و فنا، تواگر بهراستي اهل الله و از اصحاب قلوب و اهل سابقه حسنایي هنيئاً لك؛ ولي اين قدر شطحيات و تلوينات و دعويهاي گزاف كه از حب نفس و وسوسه شيطان كشف ميكند، مخالفت با محبّت و جذبه است؛ «ان اوليائي تحت قبائي لايعرفهم غيري». تو اگر از اولياي حق و محبين و مجذوبيني، خداوند ميداند؛ به مردم اين قدر اظهار مقام و مرتبت مكن. و اين قدر قلوب ضعيفه بندگان خدا را از خالق خود به مخلوق متوجه مكن و خانه خدا را غضب مکن! بدان که این بندگان خدا عزیزند و قلوب آنها پرقیمت است، باید صرف محبّت خدا شود. این قدر با خانه خدا بازی مکن و به ناموس او دست درازی نکن؛ «فان للبیت ربا»
پس اگر در دعوی خود صادق نیستی، در زمره دورویان و اهل نفاقی(چهل حدیث باب کبر حدیث۹ )
قبر وی در بسطام شاهرود زیارت گاه صوفیان است
تصاویری از مراسم صوفیها در بسطام محل دفن بایزید


فیلم کوتاهی نیز تهیه شده که می توانید ببینیدفیلم
(جهت دیدن فیلم.پس از کلیک روی آن صفحه ای باز می شود که باید بر روی قسمت پایین صفحه سمت راست کلیک کنید)
نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 13:37 | لینک ثابت |
شروعی نو
نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه سی ام مرداد 1386 ساعت 19:19 | لینک ثابت |
يا قمر بني هاشم

نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 ساعت 9:30 | لینک ثابت |
اعياد شعبانيه مباركباد
شعبان شد وپيك عشق از راه آمد
عطر نفس بقيه الله آمد
با جلوه سجاد وابالفضل وحسين
يك ماه وسه خورشيد در اين ماه آمد

نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه بیست و ششم مرداد 1386 ساعت 22:33 | لینک ثابت |
دكتر نصر:مدافع تصوف؟؟
دكتر سيد حسين نصر
يكي از مدافعان ونويسندگان مدافع تصوف دكتر سيد حسين نصر است.وي از كساني است كه بسياري از متصوفه براي دفاع از تصوف به آثار او استناد مي كنند
اما واقعا او كيست
سيد حسين نصر متولد 1312 است.او از نوجواني در آمريكا تحصيل ميكرد ومدرك خود را در رشته فيزيك از دانشگاه ام آي تي گرفت
وي پس از بازگشت به ايران در سال 1325 دانشيار دانشكده ادبيات دانشگاه تهران شد.اندكي بعد رياست دانشگاه شريف را به عهده گرفت
هر چند سعي داشت خود را انساني مذهبي قلمداد كند اما به دليل ويژگي مهم تصوف يعني صلح كل بودن وهمرنگي با همه جريانات بالاخره در دفتر فرح پهلوي مشغول به كار شد.
وي نهايتا به عنوان مسئول دفتر مخصوص فرح انتخاب وبه فعاليت پرداخت ومورد توجه شاه نيز قرار گرفت
به هر حال سيد حسين نصر را مي توان صوفي دوستي دانست كه تصوف را با حكومت پهلوي در راستاي كمك به اين جريان به هم آميخت
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 18:2 | لینک ثابت |
نقدي از امام خميني رحمت الله عليه بر حلاج
حضرت امام خمینی (S) پس از نقل داستاني از بيابان گردي حلاج وابراهيم الخواص، مي فرمايند:اين دو مرد جاهل به مقام توحيد وتوكل بودند؛زيرا صحرا گردي وقلندي را با مقام توكل اشتباه كردند،وترك سعي واز كار انداختن قوايي را كه حق تعالي عنايت فرموده به خرج توحيد وتوكل گذاشتند.شرح حديث جنود عقل وجهل ص 214
نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه سیزدهم مرداد 1386 ساعت 22:15 | لینک ثابت |
حداد عادل وافراط گرایی
نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه هشتم مرداد 1386 ساعت 23:0 | لینک ثابت |
فقط جرجیس را می شناسند
درباره این احادیث جعلی چند نکته می نویسم:
۱- سند احادیث مورد اشاره آقایان کتاب عوالی اللئالی تالیف ابن ابی جمهور احسائی است.دانشمندان علم حدیث و رجال این کتاب را به سهل انگاری در توجه به مسانید احادیث و اخبار و خلط کردن درست و نادرست می شناسند (لو لو بحرین ص ۱۶۷ ).محدث جزائری در یکی از تالیفاتش نسبت به موقعیت کتاب مزبور می گوید که اصحاب از نقل و مباحثه در اطراف اخبار این کتاب خودداری می کرده اند(خاتمه المستدرک ج ۱۹ ص ۳۳۱ ) و این نه چیزی است که صوفیه نپذیرفته باشند مرحوم دکتر اسد الله خاوری با تمام علاقه و دلبستگی که به تصوف خصوصا رشته ذهبیه داشته و مادرش همشیره زاده مجد الاشراف صوفی سرشناس و بزرگ ذهبیه اغتشاشیه می باشد درباره کتاب عوالی اللئالی معتقد است:این کتاب چندان مورد اطمینان علمای حدیث نمی باشد. (ذهبیه تصوف علمی آثار ادبی ص ۳۳ )
۲- هر کس با علم حدیث شناسی آشنائی داشته باشد متوجه می شود احادیث مورد نظر از سنخ کلام معصوم علیه السلام نیست .
البته این نوع جعلی سازی در همه ادوار و در همه گروههای صوفی به نوعی به چشم می خورد مثلا نایب الصدر صاحب کتاب طرائق الحقایق که صوفی زبر دستی است جمله منسوب به جنید بغدادی را که می گوید :الصوفی من لبس علی الصفا و جعل الدنیا تحت العفا را به امیر مومنان نسبت می دهد تا شاید بتواند حدیثی دیگر بر جعلیات صوفیه بیفزاید.
۲-معمولا استناد شما به چند نفر است.سعی میکنید مرحوم مجلسی اول را صوفی قلمداد کنید که فرزند ایشان که صاحب کتاب شریف بحار الانوار است پاسخ داده که قبلا این شبهات ذکر شده وبرای تیمن نظر ایشان را در مورد صوفیه می خوانیم
علامه مجلسی میفرماید:جمعی از شیعیان بیچاره را گمان اینست که ایشان از اهل حقند.وبهترین عالمیانند.به نادانی سخن ایشان را میخوانند وکافر میشوند.وگمان ایشان اینکه هرکه صوفی است البته مذهب اوحق است.وانچه گفته است ازجانب خداگفته است.نمیدانند که چون کفر وباطل عالم رافراگرفته بود واهل حق همیشه منکوب ومخذول بودند واهل هر صنفی اکثر ایشان تابع باطل بوده واز فرق اهل سنت بودند.پاره ای ازایشان درلباس تصوف بودند وپاره ای درلباس علماء..
همچنین صوفیه اکثر ایشان سنی واشعری مذهب بوده وهمان اعتقادات جبر وحلول وتجسم وامثال آن ازعقاید فاسد را درکتب واشعار خود ذکر کرده اند.چنانچه کلینی به سند معتبر روایت کرده است که حضرت باقر علیه السلام ابوحنیفه وسفیان ثوری را راهزنان دین خوانده است.(عین الحیوه ص۵۲
بزرگان علمای شیعه به پیروی از ائمه اطهار شمارا نفی کرده اند ودر بین اینهمه عالم اگر کسی مثل سید حیدر آملی هم بیاید وبخاطر گرایشات خودش از تصوف دفاع کند مبطل نظر هزاران عالم وفیه شیعه در طول تاریخ نیست
در مورد سایر مطالب نیز می توانید در وبلاگ جستجو نمایید تا سوالات تکراری ننویسید
نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه چهارم مرداد 1386 ساعت 1:40 | لینک ثابت |
قطب در کنار قطب؟؟
نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه سوم مرداد 1386 ساعت 11:36 | لینک ثابت |

