تبليغاتX
خرقه پشمینه

خرقه پشمینه

منوی وبلاگ

درباره وبلاگ

به نام حضرت دوست
يكي از خطرناكترين انحرافات در امت اسلامي صوفي گري است.
اين وبلاگ به صورت تخصصي اين مساله را پي گيري مي كند.نويسنده اين وبلاگ با اكثر فرقه هاي صوفي از نزديك آشناست.
در آرشيو مطالب وبلاگ بيشتر سوالات شما در اين زمينه پاسخ داده شده است

فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
پیوندهای روزانه
ولایت از دیدگاه صوفیه
حافظ وتصوف
تصوف از ديدگاه اهل بيت2
تصوف از ديدگاه اهل بيت1
اجازه قطبیت
فیلمهای جدید
نگاهی به ولایت در تصوف
مقام قطب صوفیان
امام خمینی ونقد حلاج
سلسله دروغین

تمام پیوندها
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384


پیوندها
فرقه اهل حق و آئین یاری
حکایت دراویش بروجردی
عرفان واقعي چيست
باز مانده تنها
صوفیان رند
با صوفیان ناصاف
سير بي سلوک
غريب رضا
اهل حق
مولوي پژوهي
گناباد110
قالب بلگفا
طراح قالب
طراحی وبلاگ تجاری و قالب وبلاگ

>

ماه فرو ماند از جمال محمد(ص)
سالروز بعثت اشرف خلايق.بهانه خلقت.حضرت محمد مصطفي بر همه بشريت مباركباد

             ماه فرو ماند از جمال محمّد (ص)                       

                  سرو نباشد به اعتدال محمّد (ص)

قدر فلك را كمال و منزلتى نيست                                 

  در نظر قدر با كمال محمّد (ص)

وعده ديدار هر كسى به قيامت                             

  ليله اسرى، شب وصال محمّد (ص)

آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى                       

  آمده مجموع، در ظلال محمّد (ص)

عرصه گيتى مجال همت او نيست                            

   وز قيامت نگر، مجال محمّد (ص)

آن همه پيرايه بسته جنت فردوس                          

  تا كه قبولش كند، بلال محمّد (ص)

همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد                       

   تا بدهد بوسه بر نعال محمّد (ص)

شمس و قمر در زمين حشر نتابد                        

  پيش دو ابروى چون هلال محمّد (ص)

چشم مرا، تا به خواب ديد جمالش                     

    خواب نمى ‏گيرد از خيال محمّد (ص)

«سعدى‏» اگر عاشقى كنى و جوانى      

  عشق محمّد (ص) بس است و آل محمّد (ص)


نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 ساعت 3:33 | لینک ثابت |


خدایا اینها دیگر کی هستند؟
واقعا نمی دانم چه بنویسم.چرا اینقدر در این مرام گنابادی فحش وتهمت واهانت رواج دارد.

چرا اینقدر در مقابل هر بحثی سعی میکنید به حاشیه بروید.بابا اگر ذکر وحلقه وتشرف و .... اینقدر اثر دارد بگویید ما هم بیاییم

اگر سری به سایت کلوپ بزنید وسخنان آرش علی مدیر کلو پ گنابادیها را پیگیری کنید خواهید دید جز کلی فحش وتهمت وچند داستان ساختگی در مورد غائله قم حرفی برای گفتن ندارند.

در کلوپ عرفان وتصوف از این آقا جز فحش نمی شنویم.

در آخرین شیرین کاری این دوستان،پیامی برای بنده گذاشته اند که در خور تامل است.برای من اسم جدیدی ساخته اند وفامیلی درست کرده وشغلی دست وپا نموده اند.البته از اینکه ایجاد اشتغال می کنید ممنونم.

بخوانیم نظر ایشان را:

اقای حمید رضا بارانی مسئول سایت خرقه پشم الود لطفا بساط تو جمع کن برو دنبال شغل خودت و به شکنجه کردن مشغول شو تو به هیچ وجهی به دین و مذهبی اعتقاد نداری و انقدر این جوانهای بی شیله پیله را برعلیه درویشها بسیج نکن بزودی هم این جوانها به اشتباه خودشون پی میبرند.
تا دل مرد خدا نامد بدرد .......هیچ قومی را خدا رسوانکرد

البته این آقای بیقوش اوائل به اسم درویش فعالیت می کردند اما اکنون می خواهند بگویند درویش نیستند.

خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند.


نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه بیست و هشتم مرداد 1385 ساعت 9:46 | لینک ثابت |


دشمنی با علم آموزی در بین صوفیان

به دليل باز كردن باب دل وبستن باب عقل ورجوع به تاويل توسط صوفيان نهضتي پديد آمد كه مبارزه با علم ودانش بود.

البته اين بهترين حربه بود براي اينكه خلق الله جذب آنها شوند.

روي همين اصل بسياري از سران صوفيه علنا با دانشهاي آموختني وكتاب ودفتر به مخالفت برخاسته؛ بلكه مبارزه ودشمني مي كردند.ورسما از آنچه مربوط به علوم آموختني واستدلالي بود ابراز تنفر وبيزاري مي نمودند.

دكتر قاسم غني دركتاب تاريخ تصوفص 508 مي نويسد:

جنيد بغدادي كه يكي ازسران بزرگ صوفيه وشاگرد سري سقطي بوده معتقد بود كه:خواندن ونوشتن سبب پراكندگي انديشه صوفي است.

عطار درحالات بشر حافي مي نويسد:نقل است كه 7 قمطره(صندوق)از كتب حديث داشت همه را درزير خاك مدفون كرد وروايت نكرد(تذكره الاوليا ج 1ص 108)

از ابوسعيد ابولخير نقل شده است كه:آغاز اين كار(صوفي گري)پنهان كردن دوات ومركب وپاره كردن دفترها وفراموشي علوم است0اسرار التوحيد ص 32

اين درحالي است كه اسلام دستور اكيدي به علم آموزي ميدهد.امام صادق عليه السلام  به مفضل بن عمر مي فرمايند: بنويس ودانش خود رادرميان برادرانت منتشر ساز واگر مرگ ترا دررسيد آنها را براي پسرانت به ارث گذار.چون زمان سختي درپيش است كه تنها انس مردم در آن زمان به كتابهايشان خواهد بود(اصول كافي جلد1 باب الكتب والحديث)

لذا بدون علم وعلم آموزي دنبال تهذيب رفتن انسان را دركوره راه گمشدگي مي اندازد وبه جاي معرفت الله سر از حب غير الله ودوري از خداوند در مي آورد.

بسياري از جواناني كه دنبال صوفي گري رفتند به همين دليل بود.

 

فيلسوف؛عارف ودانشمند بزرگ اسلامي ملاصدرا ميگويد: خلاصه : سبب اشتباه صوفيه و وسوسه شدن آنها توسط شيطان در دو چيز است : اول : قبل از اينكه علم فرا بگيرد مشغول عبادت و رياضت مي شوند در حاليكه معرفت نفس در علم و عمل است

دوم : چيزهايي از آنها صادر مي شود  كه آن را كرامت و خارق عادت مي نامند در حاليكه آن عمل از حيله ها و شعبده بازي آنهاست ..... (كسر اصنام الجاهليه ص1 به نقل از سفينته البحار ج3 ص148 ماده صرف , چاپ آستان قدس رضوي

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 22:44 | لینک ثابت |


کدومشون راست میگن؟

 

كدام نعمت اللهي.

فرقه نعمت اللهي درطول زمان تقسيم شد.هر كجا هركدام از مشايخ اين فرقه كه قدرت يافتند علم قطبيت برداشتند.

مثلا همين ملاسلطان گنابادي،اصلا حكم قطبيت ندارد وحتي لقبش درحكمي كه بعدها ساخته شدسلطانعلي است نه سلطانعليشاه.

وامروزه فرقه هاي:سلطانعليشاهي(گنابادي)،مونس عليشاهي،صفي عليشاهي،كوثر عليشاهي،منور علي شاهي و.....فعالند.

همه هم مدعي حقانيت.وقطب هركدام نيز همان وصي خاص.

حالا شما يگيد واقعا كدوم حقند.

نميدونم بالاخره اين فرقه سازي هم نون خوبي داره.اگه دولت وام ميده بريم يه فرقه بزنيم.درآمدش خيلي خوبه.


نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه بیست و چهارم مرداد 1385 ساعت 0:41 | لینک ثابت |


چرا روایات را قبول ندارند.
یکی از چیزهایی که برای خیلی از مردم سوال است اینکه چرا صوفیان بویژه گنابادیها روایات را قبول ندارن.البته در ظاهر برخی از سران ایشان مدعی قبول داشتن روایات هستند اما واقعا در عمل هیچ توجهی ندارند.

دلیل این امر هم اینست که اگر بخواهند روایات را قبول کنند بسیاری از بدعتهایی که دارند را باید ترک کنند.

البته چون اینها قطب را ولی زمان می دانند لذا حکم او را عین دین می دانند نه روایات را.

شهرام پازوکی میگوید:دم ولی زمان(قطب)منشا فهم دین است نه قیاسات واستنباطات فقهی.

(عرفان ایران)

حتی در همین زمینه روایت هم جعل می کنند:سلطان حسین تابنده در رساله رفع شبهات در توجیه سبیل ضمن جسارت به  ساحت امیر مومنان می گوید:والریح یحرک شاربه یمینا وشمالا:یعنی باد سبیلهای ایشان را به راست وچپ می برد.

البته ایشان هیچ آدرسی از این روایت نمی دهد.

مثل همین بیانیه آقای مردانی.آنقدر از فرازهای این بیانیه متعجب شدم که باورم نمی شد.

ایشان عبد الرزاق کاشانی وابن عربی را از مشایخ سلسله گنابادی معرفی کرده است.واقعا هدف چیست.اگر تبلیغ درویشی با دروغ است وای به حال ما.

البته فردا به فضل الهی متن بیانیه را می گذارم.البته دوستان هم سری به ایشان در کرج بزنند بیانیه موجود است.

انشاء الله خداوند همه ما را از تعصب ودگم اندیشی نجات دهد.


نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 ساعت 21:57 | لینک ثابت |


اهانت به ساحت قدس پروردگار
یکی از صفات بارز خداوند صمد است.که در سوره توحید می خوانیم.

متاسفانه برای اینکه برخی بتوانند برای فرقه خود تبلیغ کنند به خداوند هم جسارت می کنند.

یکی از وبلاگهای فرقه گنابادی شعری را به صورت عکس گذاشته که توهین به ساحت مقدس حضرت حق است.

ببینید برای تبلیغ حاضرند چه کارها بکنند.

آدرس وبلاگ:http://www.hoo121.8m.com/

بعد هم می گویند شما با ما دشمنی داری.

آیا این نوشته حماقت نیست


نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه بیست و یکم مرداد 1385 ساعت 1:16 | لینک ثابت |


بحران دروغ درفرقه گنابادی
چندی پیش بیانیه ای از سوی یوسف مردانی شیخ فرقه گنابادیه در کرج منتشر شد.

امروز که داشتم قسمتهایی از اون رو می خوندم خیلی متعجب شدم که اینها چقدر دروغ می گویند وحاضرند هر طور شده به این انقلاب ضربه بزنند.

حالا از نوع نوشته واهانتهای این آقا به مردم معترض وشرکت کنندگان در مقابله با صوفیان مهاجم بگذریم این بیانیه خیلی نکات جالبی دارد.

هر جا حضرت امام از عرفا وبزرگان شیعه تعریف نموده را آورده وسپس بعد از آن نوشته منظور صوفیه بوده درحالیکه در همه متنهایی که آورده حتی یکبار امام راحل اسمی از صوفی نبرده.کما اینکه قبلا نقدهای ایشان را بر صوفیه در وبلاگ گذاشتم که از اقطاب وسران اینها  که مدعی ولایتند  به کوچکی کله وتنگی حوصله یاد میکند.

اما نکات جالب تر را بخوانید:

در یک دروغ روشن می گوید:امام خمینی در جمع مسولین مملکتی فرمودند:من افتخار میکنم که درویشم.

در هیچ کدام از سخنرانیهای امام این مطلب نبود وجمله من افتخار میکنم که یک بسیجی هستم را تغییر داده ودروغی به این بزرگی نوشته است.

بعد مدعی میشود اینها مقلد مراجع هستند وازآقای خمینی تبعیت میکردند.

سوال من اینست که مگر همان امام نفرمود:تخطی از قوانین واحکام حکومت حرام است.

جملات ملاصدرا در باره مباحث عرفانی واخلاقی را آورده وباز فورا پس از پایان جمله زیرکانه می گوید:منظور بزرگان تصوف هستند.در حالیکه ملا صدرا رساله کسر الاصنام را در رد صوفیه نوشت:

ملا صدرا می گوید:

در اين زمان جماعتي زيادي را ديده ام كه در ظلمات جهل و كوري در نقاط مختلف زندگي مي كنند كه در ميان آنها سفاهت و بطلان جاري است و منشا اين سفاهت اين است كه تابع شيطان خيال اند و گمان مي كنند كه اهل كمالند. آنها از شخصي تبعيت مي كنند كه ادعاي ولايت و قرب و منزلت در پيشگاه خدا را دارد. يعني قطب و تصور مي كنند كه آن شخص از اوتاد واصلين و مقربين است زيرا از آن شخص كلمات سست و مزخرفات سطحي مي شنوند و تصور مي كنند كه اينها كرامات و از اخبار الهي است. براي همين علت از يادگيري علم و عرفان گناه گرفته اند و عمل بر طبق قرآن و سنت را رها كرده اند.

و به گفته هاي مثلا غيبي قطب اكتفا مي نمايند آنها عقل و شعور خود را تعطيل كرده و به

يك شخص ناقص مانند خود, چنگ زده اند

ودر جایی دیگر می گوید:

قسم به خدا كه آنها از اين حقائق جيزي جز يك اسم خالي نمي فهمند آنها با چشم حقارت به علماي واقعي نظر مي كنند و چه بسا ديده شده كه صنعت گران و بازاريان آنها شغل خود را ترك كرده اند و به مدت طولاني در خدمت سران صوفيه بوده و از آنها همين حرفهاي مزخرف را ياد گرفته اند ..... و قطب آنها اين مزخرفات را براي صوفيه بيان مي كند گوئي  كه وحي مي گويد .... و براي خود و بعضي از مريدان .

احمقش ادعاي وصول الي الله دارد در حاليكه آنها از فجار و منافقان اند و خدا مي داند كه آنها دروغگويانند

(ملاصدرا/كسر اصنام الجاهليه ص1 به نقل از سفينته البحار ج3 ص148 ماده صرف , چاپ آستان قدس رضوي )

 

در جاي ديگر از همين كتاب ملاصدرا مي فرمايد ..... بيشترين چيزي كه صوفيان به آن معتاد شده اند كلمات مزخرف شعري است .

... و مجالس این قوم مملو از شعر گوئي است .... خدا روي آنها را در دنيا و آخرت سياه كند و فضيحت آنها را در دو عالم آشكار كند .(سفينته البحار  ج3 ص 149 - كسر اصنام الجاهليه ص26)

****

سپس تا توانسته این صوفی به مراجع در لفافه توهین کرده ودر بیانیه خود خواستار توبه آنها شده است.

نتیجه:

ببنید این از بزرگان اینهاست.به قول خودشان شیخ بزرگ این فرقه.

هر چه بگندد نمکش می زنند.وای به روزی که بگنند نمک


نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 ساعت 19:36 | لینک ثابت |


تسلیت

نوشته شده توسط صابر قدسی در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 ساعت 0:29 | لینک ثابت |


فرار رو به جلو
آقا وقتی این دوستان گنابادی کم می آورند.یا فحش می دهند یاتهمت می زنند ویا سعی میکنند مطلب را جور دیگری عوض کنند.

در مورد آقای تابنده وسخنرانی وسواد ایشون در پست قبلی نوشته بودم.بعد یک دوست صوفی بنام مرید نظری دادند که می خونیم.

نظر ایشون: خطاب به بنده درگاه

با این مطالبی که تو مینویسی هر کسی با یکبار حضور در حسینیه امیر سلیمانی

قطعا به کذاب بودن تو پی خواهد برد

مزدور عزیز من حداقل مطالبی بنویس که آنان که با صوفیه حتی در کتاب داستان

آشنا شده اند به تو نخندند

حالا برای اینکه ببینیم کی دروغ میگه ومزدور کیه فایل  اون تکه از سخنرانی علمی قطب فرقه گنابادی رو میذارم ببینید.

سخنرانی قطب فرقه گنابادی(روی قسمت آبی کلیک کنید)


نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 ساعت 10:11 | لینک ثابت |


مبارک
ميلاد مسعود امام المتقين، اسد الله الغالب،امير مومنان علي بن ابيطالب ،مباركباد

يا علي درويش وصوفي نيستم

فاش مي گويم كه كوفي نيستم


نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه هفدهم مرداد 1385 ساعت 6:36 | لینک ثابت |


صوفي راستگو
تمام هم وغم فرقه گنابادي در سالهاي اخير اين بوده است كه به هر نحو ممكن به انقلاب اسلامي ضربه وارد كنند.از ماجراي ديدار سلطانحسين تابنده با آقاخان محلاتي رئيس لژ فراماسونري گرفته تا فعاليتهاي نور علي تابنده وگروه ضد انقلاب پيرامونش.

البته از حق نگذريم حاج علي تابنده قطب قبلي روابط خوبي با انقلاب داشت و سياسي كاري زيادي نمي كرد وشايد دليل مرگ ناگهاني وي وقطبيت عجيب ودور از انتظار نور علي تابنده همين بود

.تفاوت نور علي تابنده با ساير اقطاب اين است كه آنها حداقل سواد بهتري داشتند.

چند تا سي دي از آقاي تابنده نگاه مي كردم.سخنراني ايشان در دبي وكتابخانه كرج.

واقعا جالب بود.ايشان در آن سخنراني مي گفت: فضيلت شب جمعه در آيه قران ذكر شده.

يا در جايي ديگر مي گفت:حضرت زينب با خواهرش حضرت رقيه براي برادرشان امام حسين عزا مي گرفتند.

خوب همه حتي بچه ها ميدانند حضرت رقيه دختر امام حسين است.اصلا بايد خودتان از اول سخنراني گوش كنيد ببينيد قطبي كه وقتش بيشتر به مسائل سياسي بگذرد نتيجه اش بهتر از اين نمي شود.

بگذريم.

در تحركات تازه اين فرقه دروغهاي شاخداري ديدم كه البته خنده دار هم هست.مثلا درمورد برخورد وزارت اطلاعات با خواجه گراشي از مشايخ اين فرقه كه اتفاقا فعال سياسي هم هست مطلبي نوشته اند ودر آخر تحليل كرده اند كه :

آگاهان سياسي بر اين باورند كه در شرايط حساس بين المللي و فشار حملات موشكي حزب
الله لبنان بر اسرائيل اين اقدامات آشوبگرانه توسط عوامل نفوذي در وزارت اطلاعات
صورت ميگيرد تا بلكه اوضاع داخلي ايران را متشنج كنند تا ايران دست از حمايت حزب
الله لبنان بردارد.(
http://groups.yahoo.com/group/daravish_gonabadi/message/99


ببينيد چقدر موذيانه سعي مي كنند تهمت بزنند.از آنطرف امريكا وزارت اطلاعات ودستگاههاي امنيتي ما را متهم به دخالت در لبنان به نفع حزب الله مي كند واز اين طرف اينها متهم به خيانت به حزب الله.

البته از حق هم نگذريم.يك طيفي از صوفيان گنابادي بويژه طيف سنتي آن نه تنها رابطه شان با نظام خوب است بلكه اعتقاد چنداني هم به نور علي تابنده ندارند كه سفري به بيدخت وبروجرد وصحبت با برخي از پيرمردهاي صوفي اين قضيه را اثبات مي كند.

اميدوارم كه حداقل برخي از مسائل را رعايت كنند يا جوانان اين فرقه يكبار زندگي نور علي تابنده را از اول تا كنون دنبال كنند شايد فرجي شد.

يا حق


نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 ساعت 0:5 | لینک ثابت |


شعری برای سید حسن نصر الله مردی از تبار عشق

تو ننگ عربی، سید حسن!
نام تو را باید
از فهرست اعراب شایسته خط بزنیم
تو
بجای آنکه در ایوان ویلای ساحلی ات
لم بدهی
و چرت تابستانی ات را
با دود قلیان مفرح کنی
تفنگ دست می‏گیری
و از پشت تریبون المنار
با نعره‌ها‌یت
چرت ما را پاره می‏کنی
تو هیچ شباهتی به اعراب بزرگ نداری، سید حسن!
نه شکمت
آن اندازه است
که از پشت دشداشه‌ها‌ی سفید
وقار عربی ات را نمایان کند
نه چفیه و عقال داری
تازه عمامه سیاه سرت می‏گذاری
که ما را به یاد خمینی می‏اندازد
که یکبار چرت مان را پاره کرده بود
تو ننگ عربی، سید حسن!
بجای آنکه در حرمسرایت بگردی
و رقص عربی ممالیک گرجی و اوکراینی ات را تماشا کنی
تا فردا در بهشت
برای مغازله با حوریان آماده باشی
در مخفیگاهت
که نمی‏دانیم کجاست
می نشینی و نهج البلاغه می‏خوانی
تو کافر شده ای، سید حسن!
و بر ماست که تو را به یهودیان اهل کتاب بسپاریم...
فقط به رسم مردان بزرگ عرب
صادق باش و بگو
برد موشک‌ها‌یت
به ریاض که نمی‏رسد؟!

به نقل از وبلاگ در گلستان عرفان

تفاوت شیعه با سنی وصوفی در همین است.که شیعه زیر بار ظلم نمی رود اما سنی وصوفی هر کدام به نوعی.یکی در کنج خلوت خود خزیده ویکی هم هر کس بر او مستولی شد را خلیفه به حق می داند


نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385 ساعت 0:3 | لینک ثابت |


آیا امام خمینی(ره) مدافع صوفیه بود

يكي از شگردهاي فرقه گنابادي اينست كه همه بزرگان ولو مخالفين خود را به عنوان موافق ويا حتي عضو اين فرقه معرفي مي كنند.

يكي از دوستان سال گذشته مي گفت : درجلسه اي دركرج يوسف مرداني معروف به صدقعلي حضرت امام خميني رحمت الله عليه را جزو مدافعين فرقه گنابادي معرفي نمود وحتي ميگفت سيد احمد رحمت الله عليه پيش سلطان حسين تابنده مشرف شده است.

بگذريم از ماجراي درخواست سلطان حسين تابنده براي ديدار امام خميني وجواب رد ايشان وجمله اي كه ايشان به سيد احمد در مورد انحرافات اين طايفه فرمود اما...

براي اينكه روشن شود آيا امام موافق تصوف بوده است قبلا متني از چهل حديث آوردم.

اما براي روشن شدن بيشتر مطلب چند بيت از ايشان مي نويسم.

 

خار راه مني اي شيخ زگلزار برو

از سر ره من اي رند تبهكار برو

تو وارشاد من اي مرشد بي رشد وتباه

از بر روي من اي صوفي غدار برو

اي گرفتار هواهاي خود اي دير نشين

از صف شيفتگان رخ دلدار برو

اي قلندر منش اي باده به كف خرقه به دوش

خرقه شرك تهي كرده وبگذار برو

خانه كعبه كه اكنون تو شدي خادم آن

اي دغل خادم شيطاني از اين دار برو

ديوان اشعار ص 176

 

درجاي ديگر درمعناي درويش ضمن نقد درويشي به روش خاص(فرقه بازي) مي گويند:

 

آنكه دل بگسلد از هردو جهان درويش است

آنكه بگذشت زپيدا ونهان درويش است

خرقه وخانقه از مذهب رندان دور است

آنكه دوري كند از اين واز آن درويش است.

نيست درويش كه دارد كله درويشي

آنكه ناديده كلاه سروجان درويش است.

حلقه ذكر مياراي كه ذاكر يار است

آنكه ذاكر بشناسد به عيان درويش است.

هر كه درجمع كسان دعوي درويشي كرد

به حقيقت نه كه با ورد زبان درويش است.

صوفي اي كو به هواي دل خود شد درويش

بنده همت خويش است چسان درويش است.

مي بينيد امام چطور خودنمايي صوفيان را به رخشان ميكشد ونقد مي كند.

قطبيت ودعوي ارشاد وهدايت خلق وغيره و...همه نشان از منيت است.

 

اميدوارم كسانيكه نا خواسته وبه اشتباه به اين دام خطرناك افتاده اند هر چه زودتر بازگردند كه جز طريق اهل بيت وعرفاي حقه تشيع راه ديگر خطاست.


نوشته شده توسط صابر قدسی در شنبه چهاردهم مرداد 1385 ساعت 0:20 | لینک ثابت |


تاویل، تخصیص و توجیه
وقتي كسي وارد فرقه هاي جديد وفعلي صوفي مي شود بويژه فرقه گنابادي اولين چيزي كه صراحتا ويا در لفافه به او مي آموزند اينست كه جز اين راهي كه آمدي راه ديگري نيست .

هر آنكس كه درغير اين راه قدم مي گذارد گمراه است.

البته فرقه گنابادي پارا از اين هم فراتر گذاشته وبراي صوفي مبتدي غسل اسلام اختراع نموده اند كه معنايش اينست كه ساير مردم غير ايشان مسلم نيستند.

وچون مي ترسند كساني حقيقت را براي آنها بگويند باب عقل را تعطيل ودل را منشا فهم معرفي مي كنند.

آنها را به علمل وبزرگان بدبين واز رفتن در مساجد ويا حتي خواندن نماز پشت سر غير ماذونين بر حذر مي دارند.

(در روزي كه اينها درقم اجتماع كرده بودن ظهر برخي از آنها به نماز ايستادند اما هركدام فرادي.ودر جواب برخي از طلاب مي گفتند كه به كسي در اينجا اجازه نداده اند)

در همين راستا باب تاويل وتوجيه را در همه چيز آنقدر باز گذاشته اند كه به راحتي آيات وروايات را توجيه ميكنند وتاويلات قراني ايشان آنقدر زياد شده كه علامه بزرگوار مرحوم طباطباي آنرا جنايت صوفيه مي داند.

يادم است وقتي براي اولين بار رساله رفع شبهات را مي خواندم با اينكه در آن سالها هنوز سواد درستي نداشتم اما برايم بسيار روشن بود كه جوابها فقط براي اقناع مخاطب است ولا غير.

درمورد سبيل مثلا آقاي تابنده در رفع شبهات كلي آسمان ريسمان مي كند ونهايتا روايتي را كه براي رفع شهوت دستور به بلند گذاشتن موي برخي از جاهاي بدنميدهد را حمل بر اين موضوع مي نمايد وسعي مي كند به نوعي آنرا به اين مساله ربط دهد.

در مورد رواياتي از اهل بيت دررد صوفيه باز دست به توجيه زده وآنها را به صوفيه سني نسبت مي دهد در حاليكه خودش هم مي دانست كه تخصيص نياز به مخصص دارد.

همين مسائل باعث شده كه برخي از جوانان صوفي حتي حاضر به شنيدن نظر مخالف نباشند وبا توهين وتهمت مخالفين را تخريب مي نمايند.

 

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در جمعه سیزدهم مرداد 1385 ساعت 1:43 | لینک ثابت |


دوباره می گویم.
آقایی با نا پسر آدم در ادامه مباحث خود سوالی را طرح نموده اند که ضمن درج آن توضیح مختصری بر آن مینویسم.

ایشان نوشته:

بنده درگاه سلام
صبح خوبی برای همه آرزو میکنم
شما از کجا می دانید که من از عقاید اینها بی اطلاع هستم؟
چند سوال
۱ ـ اگر می شود نام ببرید منظور تان کدامین سلسله های فقر هستند که بانی آنان سنی بوده اند و اسامی انها؟

در جواب این برادر عزیز باید عرض کنم که اولا موسس جریان تصوف یعنی ابوهاشم کوفی سنی است.

در فرقه نعمت اللهی تا نعمت الله ولی همه سنی هستند.

خود نعمت الله هم اگر نگکوییم سنی است شیعه بودنش اثبات نشده است.چون هم درباره اهل بیت اشعاری دارد هم در باره خلفا .وخود را سنی معرفی می کند

نعمت الله ولي مي گويد:

ره سنی گزین که مذهب ماست

ور نه گم گشته ای و در خللی

رافضی کیست دشمن بوبکر

خارجی کیست دشمنان علی

هر که او چهار یار دارد دوست

امت پاک مذهب است وولی

دوستدار صحابه ام به تمام

یار سنی وخصم معتزلی

آدرس:دیوان شاه نعمت الله ولی ص۴۸۷

در باره بقيه سران نظير جنيد يافعي صالح بربري و....همه سني هستند.غرالي وگرگاني (گوركاني)نيز سني متعصب هستند.

جنيد بغدادي در مورد ابوبكر مي گويد:بزرگوارترین کلمه اندر توحید آنست که ابوبکر صدیق گفت:پاک آن خدایی را که به معرفت خویش راه نداد مگربه عجز ازمعرفت خویش(ترجمه رساله قشیریه ص۵۱۶وتعلیقات حدیقه ص۸۸)

درمورد ساير سران همه افراد ليست زير سني هستند

                                            

     جنيد بغدادي  

                                             

 ابو علي رودباري 

ابو علي كاتب

 

 ابو عمران ا لمغربي

 

 ابو القاسم گوركاني

 

  ابوبكر طوسي نساج

 

شيخ احمد غزالي

 

 شيخ ابو الفضل بغدادي

 

 شيخ ابو البركات

 

شيخ ابو مسعود اند لسي

 

 شيخ ابو مدين

  

 شيخ كمال الدين كوفي

 

 صالح بربري

 

 عبدالله يافعي

 

نعمت الله ولي

مي توانيد به كتابهاي تاريخ مراجعه كنيد به آساني متوجه خواهيد شد.

 

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385 ساعت 9:49 | لینک ثابت |


از کرامات شیخ ما اینست شیره را خورد وگفت شیرین است
نویسنده وبلاگ wir-us درمطلبی نقدی بر نوشته قبلی من درمقایسه تصوف ومسیحیت زده ومطالبی را نوشته که جالب است.

ایشان مینویسد :می خواست نتیجه گیری کند که صوفیان همگی سنی مذهب بوده اند
ولی مطلب اینجاست که در اوایل سال ۹۰۰ ه.ق در ایران تحولی بزرگ به وجود می آید
و آن این است که شاه اسماعیل صفوی قدرت می گیرد و سلسله صفوی را تاسیس می کند
و یک کشور به وجود می آورد با یک دین و مذهب شیعه دوازده امامی را مذهب رسمی
ایران قرار میدهد

خدمت این برادر گرامی باید عرض کنم منظور من سران وموسسان این جریان بوده اند.کسانیکه تصوف را به راه انداختند.

بارها نوشته ام خواجه عبد الله انصاری در نفحات الانس می گوید:از میان ۲۰۰۰ صوفی که دیده ام دوتن از ایشان به مذهب روافض (شیعه)بوده اند.

اشکال من به صوفیان بویژه فرقه های جدید وزیاد آنها اینست که شما که دم از ولایت علی مرتضی می زنید چرا در سلاسل خود سنیانی را جای داده اید که برخی از آنها ناصبی هستند.

کاش حداقل برخی از تفکرات صفویه را داشتند.انسان ناراحت نمی شد.

در دنیای امروز یک حکومت شیعی بوجود آمد آنهم باهزاران خون دل.اما شمابیایید تاریخ همین فرقه گنابادی را ببینید از اول سر ناسازگاری داشتند.

سلطانحسین تابنده یکی از اقطاب آنها می رود وبا آقا خان محلاتی از لژ فراماسونری دیدار می کند وبعد علیه نظام موضع می گیرد.

هیچ کدام از فرقه های صوفی امروز نسبت به جمهوری اسلامی به اندازه این فرقه اظهار دشمنی نمی کنند.

بویژه از زمان قطبیت نور علی تابنده قطب فعلی اینها که از سران نهضت به اصطلاح آزادی است.

شما نگاهی به وبلاگها وسایتهای این فرقه بیاندازید ببینید چقدر از مرام خودشان بحث می کنند وچقدر علیه نظام می نویسند.

وبلاگ صوفی نیوز اینها هر روز به مراجع معظم تقلید اهانت می کند ودشمنی کینه توزانه ای با رییس جمهور دارد.

چطور بزرگان اینها در جایی که کم می آورند می گویند با مخالفان بحث نکنید چون درویشی بحث ندارد اما دروغ تهمت افترا واهانت را ترویج می کننند چون باعث بدبین شدن مردم به جمهوری اسلامی میشود.

هفته ای دو بار نماینده این فرقه در سازمان امنیت فرانسه دکتر مصطفی آزمایش در شبکه ای اف ان  هزاران دروغ وافترا می بندد اما وقتی مطلبی علیه اینها بنویسی انگار دنیا تاریک شده است.

چند روز پیش نواری از یوسف مردانی مدعی دوم قطبیت این فرقه گوش می کردم.از اول تا آخر زیرکانه علما وروحانیت را زیر سوال می برد.ومی گفت:این عبا وعمامه و...در صدر اسلام نبوده.

اولا ایشان خود را به نفهمی می زند وگرنه پیامبر هم عبا داشت هم دستار.

می خواهم بپرسم سبیل وتشرف ودیگ جوش و...کجای اسلام بوده است.

این فرقه امروز حیات خود را در تنه زدن به انقلاب می داند.باور کنید در بسیاری از شهرها تلاش دارند دوباره غائله ای به پا کنند بعد در دنیا مظلوم نمایی کنند شاید پول بیشتری گیرشان بیاید.

بیشتر نمی نویسم اما اگر دوستان می خواهند عمق کینه ایشان را نسبت به جمهوری اسلامی بدانند سری به برخی وبلاگهای اینها بزنند.


نوشته شده توسط صابر قدسی در سه شنبه دهم مرداد 1385 ساعت 19:9 | لینک ثابت |


شباهت پلوس واقطاب صوفیه
یکی از چهره های جنجالی در مسیحیت پلوس است.وی از دشمنان حضرت عیسی علیه السلام است.

اما همین پلوس با ساختن داستان وحمایت برخی از پادشاهان توانست پطرس از حواریین حضرت عیسی علیه السلام را از صحنه حذف کند وبعد دست به تغییرات زیادی در مسیحیت بزند.از جمله کارهای پلوس حذف شریعت در مسیحیت بود که کم کم تئوریزه شد ونماز وسایر آداب از میان رفت.

امروز همین پلوس مهمترین شخص بعد از عیسی علیهع السلام محسوب می شود وبسیاری از جملات انجیل از اوست.

عین همین مساله در تصوف روی داد.کسانیکه اکثرشان مخالفین ائمه وسنی مذهب بودندبعد ها سررشته تغییر شریعت را بر دست گرفتند وبه تشریع دین پرداختند وانحرافات زیادی ایجاد کردند.

همین افراد نیز مورد تقدیس صوفیان قرار گرفته وجانشین ائمه محسوب شدند.

وامروز بیشتر از اهل بیت سخنانشان مورد توجه صوفیه است.

نگاهی به زندگی ابوهاشم کوفی، ابو عبد الله یافعی ،صالح بربری، جنید بغدادی وغیره نشانگر این واقعیت است.

وهمان اتفاق که در مسیحیت افتاد در تصوف هم تکرار شد واسلامی ساخته شد که احکامش را مخالفین اهل بیت بنا نهادند.


نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه نهم مرداد 1385 ساعت 14:56 | لینک ثابت |


بنام خدا
شکسته می گذرم امشب از کنار شما

وشرمسارم از الطاف بیشمار شما

با سلام.اولا ببخشید چند روزی مسافرت بودم.ثانیا ماه خودسازی ماه رجب را تبریک می گویم.ثالثا از همه دوستانی که لطف کردن وسر زدن ممنونم.

فردا اگر فرصت شد مطلبی در مورد شباهت ولایت اقطاب تصوف وماجرای پولوس در مسیحیت می نویسم.

یا علی


نوشته شده توسط صابر قدسی در یکشنبه هشتم مرداد 1385 ساعت 22:11 | لینک ثابت |


داستانسرایی فرقه های مختلف صوفیه
یکی از جالبرتین نکات درفرقه های صوفی اینست که هر فرقه خود را حق می داند وقطب خود را ولی زمان.وبقیه را باطل ومدعی.

از جمله راهکارهای جذب عوام داستانسرایی وکرامت سازی برای اقطاب خود است.

در مورد میرزا احمد اردبیلی مشهور به وحید الاولیاء از اقطاب ذهبیه داستانهای زیادی نوشته اند.مثلا می نویسند:آبی از آسمان رسیده ونطفه میرزا احمد بسته شده ودر سه ماهگی درشکم مادر سخن می گفته است.

جالب اینست که عین همین داستان نیز برای ملاسلطان گنابادی نوشته شده که پسرش نور علیشاه در رساله رجوم الشیاطین آنرا آورده است.

باز در همین مورد مادر وحید الاولیاء می گوید:زمانی که وحید الاولیاء را حامله بودم اگر با غذای شبهه ناکی روبه رو می شدم از درون شکمم صدایی می شنیدم.در شیرخوارگی اگر وضو نداشتم بچه شیر نمی خورد.از سحر تا طلوع آفتاب خود وبچه یاد ندارم که به خواب رفته باشیم.(سیری در تصوف ص ۲۸۰)

از این زن کسی سوال نکرده که در ایام عادت ماهانه خانمها چگونه وضو داشته وبچه را شیر می داده است.

ودر مورد ملاسلطان باز می نویسد:در سه ماهگی درشکم مادر سخن می گفته وقران می خوانده؟

درصورتیکه جنین درسه ماهگی به حد کمال نرسیده است.(رجوم ص ۳۵)

البته خوانندگان صوفی چون از روی تعصب به همه چیز نگاه می کنند باز هم توجیه ودلیلی می آورند.

اما واقعا یک سوال:چرا با وجود هزینه های گزافی که به شهرام پازوکی داده می شود تا در انتشارات حقیقت کتابهای فرقه گنابادی را چاپ کند اما رساله رجوم الشیاطین تجدید چاپ نمی شود.

آنقدر مطالب جالبی دارد که جرات انتشار آنرا ندارند.

 

 


نوشته شده توسط صابر قدسی در دوشنبه دوم مرداد 1385 ساعت 7:7 | لینک ثابت |


Google




در كل اينترنت
دروبلاگ من