X
تبلیغات
خرقه پشمینه

تاریخ انقضای فرقه های صوفیه

هر چه جلوتر میرویم فرقه های صوفیه به تاریخ انقضای خود نزدیک تر میشوند.

مهمترین دلایل این مساله را میتوان در شیوه ی مدیریت اینگونه فرقه ها خصوصا در مساله تعطیل کردن عقل و انجام بدون چون و چرای اندیشه های اقطاب صوفیه دانست.

با عمده ی طرفداران فرقه های صوفیه که مواجه میشوی به راحتی میتوان فهمید که پشت اکثر تعصب های فرقه ای هیچ گونه منطق و استدلالی نیست و به قول معروف بیشتر حال و صفای زودگذری است که در مدل سازی های جمعی فرقه ای شخص به آن گرفتار شده است.

برای نمونه نگاهی به سخنان مصطفی مصطفی آزمایش سخنگوی برکنار شده ی دراویش گنابادی و شبکه ی ماهواره ای وی نشان میدهد تمام استدلال ها و اندیشه های به ظاهر زیبای وی فقط برای یکهفته کافی بود و پس از آن وی با مشکل محتوا مواجه شد و امروزی بیشتر به یک لمپن سیاسی تبدیل شده است تا یک تئوریسین صوفی.

در مبانی اندیشه های شیعی عقل در کنار وحی به تکامل می رسد و با هم انسان را به ملا اعلی می رساند.تعطیلی عقل و حتی ساختن ترفندهایی مانند اجازه ی صحبت برای کنترل درویشان نشان از نوعی دیکتاتوری فرهنگی دارد که امروز درویشان زیادی را دچار شک و تردید برای ادامه ی مسیر کرده است.

به هر حال روز به روز از رونق مجالس این فرقه ها کاسته می شود و به مرور زمان در موزه ها میتوان اثری از این فرقه ها را یافت.

!! نوشته شده توسط صابر قدسی | 10:57 | سه شنبه چهاردهم آبان 1392 •

اختلاف شدید بین مشایخ فرقه گنابادی

بین مشایخ فرقه گنابادی اختلاف شدیدی در گرفته است.چندی پیش و با وخیم شدن حال آقای تابنده مشایخ به جان هم افتاده اند و درگیریهای داخلی به اوج خود رسیده است.

نقطه ی کانونی درگیری بین محجوبی شیخ ملایر و شریعت است که حتی وساطت سران فرقه نیز نتوانسته آن را حل کند.

چندی پیش آقای محجوبی که در خانقاه امیر سلیمانی امام جماعت بوده مشکلی در نماز ایجاد میکند که آقای شریعت اعتقاد به بطلان نماز داشته است و میگوید نماز پشت سر محجوبی صحیح نیست و همین امر باعث اختلاف شدید و نهایتا حکم آقای تابنده قطب فرقه به نفع شریعت می شود.

در هنگام بیماری آقای تابنده همسر محبوبعلیشاه قطب قبلی فرقه از آقای شریعت درخواست میکند به جای آقای تابنده در خانه ی آنها حاضر شود و مراسم خانه را اداره کند که این مساله نیز باعث واکنش و دلخوری شدید محجوبی می شود.

به هر حال این اختلافات چند سالیست که در حال تشدید است و عاقبت خوشی را برای این فرقه به ارمغان نمی آورد.

!! نوشته شده توسط صابر قدسی | 2:40 | دوشنبه هفتم مرداد 1392 •

فرقه صوفیه گنابادی در آستانه ی انقراض

این روزها فرقه ی صوفیه گنابادی اوضاع وخیمی دارد.چند دستگی درون فرقه و دعواهای قطب و شیوخ فرقه که در حال علنی شدن است،خسته شدن بسیاری از دراویش از وضع کنونی فرقه و ضعف تئوریک اوضاع فرقه را به بدترین وضع در طول تاریخ فرقه رسانده است.دلیل این ضعف چیست؟

1- شخصیت سیاسی نورعلی تابنده قطب فعلی(که از اعضای جریان سیاسی به اصطلاح نهضت ملی بود و سابقه ی مهمی در صوفی گری نداشت) فرقه را به سمت سیاسی شدن برد تا جاییکه فعالیتهای سیاسی فرقه از یک حزب سیاسی نیز فراتر رفت.

2-با سیاسی شدن فرقه عناصری که سوابق منفی داشتند در صدر فعالیتهای فرقه قرار گرفتند و کم کم شیوخی که برای اعضای فرقه تقدس داشتند به حاشیه رفتند.

3-پیوند برخی از اعضای فرقه مانند مصطفی آزمایش،سرشار،زارا نورانی و..با سرویسهای امنیتی کشورهای مخالف انقلاب اسلامی و همکاریهای تنگاتنگ با ضد انقلاب،منافقین و فرقه هایی مانند فرقه ی ضاله بهائیت باعث شد آن دسته از دراویشی که اعتقادات اسلامی قوی تری داشتند و به میهن خود علاقمند بودند به شدت دچار یاس و نا امیدی شوند و فرقه با ریزش مواجه شود.البته همین مساله نیز باعث شد که تحت فشار افکار عمومی فرقه ،نورعلی تابنده قطب گنابادیها علیرغم میل باطنی در نوروز امسال مصطفی آزمایش را از سخنگویی فرقه در اروپا عزل کند.

4- ضعف تئوریک مبانی و نقدهای جدی مخالفین به فرقه باعث شد بسیاری از دراویش به ماهیت اصلی فرقه پی ببرند که همین امر نیز باعث خروج آنها از فرقه یا عدم مشارکت در برنامه های عمومی فرقه شد.این مساله به قدری جدی بود که فرزند و همسر شهرام پازوکی از تئوریسین های اصلی فرقه رسما از فرقه جدا شدند و مدتی به عنوان سمپات های یک فرقه ی انحرافی(عرفان حلقه)فعالیت می کردند.

5- ایجاد تنش و درگیری با نظام توسط برخی اعضای فرقه و درگیری در چند شهر کشور با مردم باعث حساس شدن مردم به این فرقه و سنگین تر شدن جو روانی برای دراویش شد تا جاییکه برخی دراویش عملا ظاهر درویشی خود را تغییر داده و حتی سبیل های خود را که نماد این فرقه است کوتاه کردند.

به هر حال اوضاع وخیم فرقه و سن بالا و بیماری نورعلی تابنده باعث درگیری شدید بین بزرگان فرقه برای جانشینی وی شده است و قطعا با مرگ تابنده این فرقه دچار انشقاق و نهایتا فروپاشی خواهد شد.


!! نوشته شده توسط صابر قدسی | 12:52 | چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 •

دوران سیاه فرقه سازی

یکی از عجیب ترین فرازهای تاریخ ایران سالهای 1230 تا 1330 ه قمری است.دوران سیاهی که انگلستان توانست در ایران حداکثر بهره برداری را بنماید

از جمله عجیب ترین وقایع در این دوران،تاسیس فرقه های ومذاهب انحرافی بسیار زیادی است که در طول تاریخ ایران بی سابقه بوده است
علاوه بر دو انحراف بزرگ بابیت وبهائیت، فرقه های صوفی زیادی نیز در این دوران رشد نمودند

به این اسامی وسال تولدشان نگاه کنید

1-علی محمد باب موسس بابیت:تولد 1235 ه قمری
2-میرزا حسینعلی نوری ملقب به بهاء موسس بهائیت:تولد 1236ه قمری
3-ملا سلطان گنابادی موسس صوفیه گنابادی :تولد 1251
4-جلال الدین ابولفظل عنقا موسس صوفیه اویسیه:تولد 1264
5-میرزا حسنعلی صفیعلیشاه موسس صوفیه صفیعلیشاهی:تولد 1288
6-میرزا عبدالحسن ذولریاستین مونسعلیشاه:موسس صوفیه مونسعلیشاهی تولد:1290
7-سید حسین حسینی ملق به شمس العرفا موسس صوفیه شمس العرفائی:تولد 1288
و.......
نگاهی به این ایام وسالهای تولد این اشخاص وچندی بعد ادعاهایشان نشان می دهد که چقدر در این ایام اسلام به بازی گرفته شده وزمینه برای پیدایش انحراف در تشیع فراهم شده است
اسامی وافرادی که نام برده شدند تنها گوشه ای از تاریخ غم انگیز این دوران سیاه هستند
به هر حال برای کسانیکه تعصب کورکورانه ندارند تحقیق در این برهه از تاریخ می تواند راهگشا باشد.


علی محمد باب

حسینعلی نوری موسس بهائیت

سلطان محمد گنابادی

!! نوشته شده توسط صابر قدسی | 3:49 | جمعه چهاردهم تیر 1392 •

فرقه ی نعمت الله و پادشاهان

يكي از نكات جالب فرقه نعمت اللهي در ايران مساله هماهنگي وهمكاري با دربار پادشاهان قاجار وپهلوي است.

پس از قتل قائم مقام فراهاني ،مزدور استعمار ودرويش نعمت اللهي ميرزاي آقاسي به صدر اعظمي ايران رسيد.مواردي از نكات تاريخي وتلاشهاي وي براي كمك ورشد اين فرقه دركتب مختلف ومعتبرتاريخي آمده است كه به برخي از آنها اشاره مي شود:

پس از آنكه محمد شاه به تخت شاهي نشست حاج ميرزا آقاسي تابلو استعمار ومعلم محمد شاه،صدر اعظم گرديد وميرزا نصرالله اردبيلي كه يكي از مشايخ سلسله بود به مقام صدر الممالكي رسيد(تاريخ سلسله هاي نعمت اللهيه در ايران ص ۲۰۰)

 

در اين مسير حتي به قطب فرقه نعمت الهي يعني رحمت عليشاه نايب الصدري وحكومت فارس مي رسد

پس از به قدرت رسين حاج ميرزاي آقاسي وانتصاب ميرزا نصرالله اردبيلي به منصب صدرالممالكي،در سال ۱۲۵۱ قمري،بنا به پيشنهاد صدرالممالك محمدشاه وظائف فارس را به رحمت عليشاه واگذاشت ووي را به لقب ومنصب نايب الصدري مفتخر گردانيد(سيري در تصوف وعرفان ايران ص۱۰۴)

 حتي قطب بعدي مست عليشاه يا همان زين العابدين شيرواني از اين مرحمت ها بي نصيب نشد

در صفحه ۱۰۴ همين كتاب آمده است:

محمدشاه به ملاحظه ميرزاي آقاسي حاج زين العابدين شيرواني را مورد لطف ومحبت قرار داد وبراي وي درشيراز خانقاهي دائر نمود ودهي خارج از شيراز به وي هديه كرد كه ساليانه مبلغ هزار تومان عايدي داشت ومستعليشاه در آخر همر در كمال رفاه واسايش بزيست

 محمد شاه خرافاتي آنقدر تحت تاثير اينها قرار داشت كه اوژن فنلاندي در سفرنامه خود مي نويسد:

ايراني كه از مدتها پيش رو به ترقي مي رفت اكنون به حداكثر سرعت به قهقرا ميرود،محمد شاه قاجار به موهومات معتقد استفگوين شخصي بنام شاه نعمت الله مدت سلطنت هشت پادشاه را پيشگويي كرده محمد شاه هشتمين آنها مي باشد وچنان پيشگويي شده شاه روز وساعت ودقيقه را حساب مي كند،اين شخص گفته است كه وي يازده سال سلطنت خواهد كرد بنابر اين شاه به اين عقيده باقي است وپول وطلا به دراويش مي دهد كه در حقش دعا كنند(سفرنامه اوژن فنلاندي ترجمه فارسي چاپ تهران ص ۱۲۳)

 اين وقايع درست بعد از مرگ قائم مقام فراهاني وامير كبير دو وزير با كفايت ايراني روي مي دهد.

نكته جالب تر اين است كه باز در دولت پهلوي جنايتكار معروف تاريخ عبدالحسين تيمور تاش كه درويش نعمت اللهي گنابادي بود وزير دربار مي شود.

از آن مهمتر قطب فرقه گنابادي سلطانحسين تابنده در تاييد وحمايت رژيم پهلوي تلاشهاي زيادي نمود وحتي شاه دو بار به بيدخت رفت وشبي را نير در خانه اين قطب گنابادي بيتوته كرد.

!! نوشته شده توسط صابر قدسی | 3:38 | چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 •

افشای نقش دراویش گنابادی در فتنه 88

چندی پیش سایت بی بی سی فارسی مستندی را بنام بیست و چندم خرداد پخش کرد که در آن تلاش زیادی کرد تا اثبات کند در انتخابات 88 تقلب شده است.

اما نکته ی مهم این مستند این بود که در بخشی از فیلم مهدی کروبی با تیم مشاوران و عناصر فتنه گرش در حال برنامه ریزی برای بر هم زدن وضع انتخابات و نتایج آرا بودند که اعضای تیم اغتشاش فرقه ی گنابادی مانند حمید رضا مرادی ، صالح مرادی و ..چند نفر دیگر از این عناصر در صحنه ای این فتنه انگیزی همراه کروبی حاضر بودند.

گفتنی است سایت مجذوبان نور فرقه توسط سرویس اطلاعات فرانسه حمایت و رابط این سرویس یعنی مصطفی آزمایش نماینده ی برکنار شده ی نورعلی تابنده خطوط اصلی این سایت ضد انقلاب را ترسیم میکند.
لازم به ذکر است مصطفی آزمایش از چند سال گذشته تلاش وسیعی را برای پیوند این فرقه با فرقه های دیگر و گروه های سیاسی ضد انقلاب داشته است که از آنجمله میتوان به همکاریهای تنگاتنگ و مشکوک وی با دایان علایی نماینده ی فرقه ی ضاله ی بهائیت ،و حتی دیدار مخفیانه ی وی با رضا پهلوی فرزند شاه مخلوع اشاره کرد.


!! نوشته شده توسط صابر قدسی | 2:15 | دوشنبه سوم تیر 1392 •

افشای تشکیلات سیاسی فرقه ی گنابادیه قسمت اول

فرقه ی نعمت اللهی گنابادی با روی کار آمدن نورعلی تابنده به یک حزب دست چندم سیاسی تبدیل شد.این حزب در راستای منافع کشورهای استکباری حرکت های مذبوحانه ای را آغاز کرده است.

فرقه نعمت اللهی گنابادیاز دوران محبوبعلیشاه قطب قبلی که سالمترین چهره در بین اقطاب فرقه بود تا به امروز تغییرات زیادی کرده است.

در دوران محبوبعلیشاه آرامش خوبی در فرقه حکمفرما بود و حتی وی برخلاف نورعلی تابنده و اقطاب قبلی در حال اصلاح برخی مشکلات فرقه بود (برای مثال در بسیاری از نامه ها برخلاف نورعلی تابنده از بسم الله الرحمن الرحیم استفاده می کرد اما نورعلی به جای بسم الله از همان واژه هو121 استفاده می کند)که به طرز مشکوکی درگذشت و چون نورعلی تابنده و حزبش اجازه کالبد شکافی ندادند هیچ گاه دلیل فوت نامبرده مشخص نشد.

 فرزندان وی خصوصا محمد که از او به عنوان حاج محمد یاد می کنند و در تهران طلا فروشی دارد دل خوشی از نورعلی تابنده و سیستم وی ندارد و معتقد است اینها فرقه را به ناکجا آباد می برند.

اما تشکیلات کنونی فرقه و میدان داران اصلی چه کسانی هستند؟

فرقه دارای چند حزب قدرتمند است.مهمترین آنها حزب نورعلی تابنده و حزب یوسف مردانی شیخ کرج است که تقابل جدی با هم دارند.

حزب نورعلی تابنده؟

مهمترین و شاخص ترین افراد حزب وی عبارتند از مصطفی آزمایش،شهرام پازوکی،علیرضا جذبی،حمید رضا مرادی و حسینعلی کاشانی بیدختی.

این افراد هر کدام مسئولیتی در فرقه دارند و از سوی نورعلی مامور به انجام وظایف خاصی هستند که به صورت مفصل از نقش آنها در فرقه،سوابق سیاسی و حتی امنیتی،وضعیت اقتصادی و بسیاری از مسائل دیگر پرده برداری خواهم کرد.در بخشهای مختلف نیز اسناد جدیدی را منتشر خواهم کرد که اتباع فرقه گنابادی خواهند فهمید این سیستم چه مسائلی را دنبال می کنند و آیا واقعا آنها یک جریان مذهبی هستند یا یک حزب سیاسی و امنیتی.

ادامه دارد ...

!! نوشته شده توسط صابر قدسی | 0:41 | جمعه سی و یکم خرداد 1392 •

بررسی و نقد سند مشروعیت فرقه ی گنابادیه

صوفی­ها معتقدند که هر صوفی باید بتواند از عهده اثبات سلسله برآید، یعنی سلسله خود را بدون انقطاع به ائمه برساند؛ چون مدعی هستند که قطبیت ادامه امامت و یا حداقل نیابت خاص است.

شیخ هبة الله جذبی، شیخ فرقه گنابادی که تئورسین این­ها است. در کتاب باب ولایت گفته است:

مجازین در زمان غیبت باید دارای نص اجازه سلسله باشند که به امام منتهی گردد.[1]

صفی علی شاه در این باره می­گوید:

مرشد طریقت باید از عهده اثبات سلسله برآید که یداً به ید می­رسد تا به امام.[2]

نورعلی تابنده، قطب فعلی گنابادیه نیز اظهار می­دارد:

اگر کسی اجازه­اش یداً به ید به امام برسد، رهبری و ارشاد او شرعی و قانونی است والا رشته­اش قطع شده است.[3]

این سلسله تا سلطان محمد گنابادی و طاووس العرفا فقط به گنابادیه اختصاص دارد و از آن به بعد، در نعمت اللهی مشترک است؛ البته تنها فرقه­ای که خانوادگی و ارثی است؛ فرقه گنابادیه است و به جز نور علی تابنده که عموی حاج علی تابنده است، بقیه اقطاب پدر و پسر بوده­اند.

گنابادی­ها سلسله اقطاب خود را که سلاسل می­گویند، را این­گونه معرفی نموده­اند:

حضرت امام علي  بن موسي  رضا(ع)

شيخ المشايخ معروف كرخي

شيخ المشايخ سري سقطي

قطب اوّل: شيخ جنيد بغدادي

قطب دوم: ابو علي رودباري

قطب سوم: ابو علي كاتب

قطب چهارم: ابو عمران المغربي

قطب پنجم: ابوالقاسم گوركاني

قطب ششم: ابوبكر طوسي نساج

قطب هفتم: احمد غزالي

قطب هشتم: ابوالفضل بغدادي

قطب نهم: ابوالبركات

قطب دهم: ابومسعود اندلسي

قطب يازدهم: ابومدين

قطب دوازدهم: ابوالفتوح

قطب سيزدهم: كمال الدين كوفي

قطب چهاردهم: صالح بربري

قطب پانزدهم: عبدالله يافعي

قطب شانزدهم: نعمت الله ولي

قطب هفدهم: برهان الدين خليل الله

قطب هجدهم: حبيب الدين محب الله اوّل

قطب نوزدهم: كمال الدين عطيه الله اوّل

قطب بيستم: مير شاه برهان الدين خليل الدين دوم

قطب بيست و يكم: مير شاه شمس الدين محمد اوّل

قطب بيست و دوم: مير شاه حبيب الدين محب الله دوم

قطب بيست و سوم: مير شاه شمس الدين محمد دوم

قطب بيست و چهارم: مير شاه كمال الدين عطيه الله دوم

قطب بيست و پنجم: مير شاه شمس الدين سوم

قطب بيست و ششم: محمود دكني

قطب بيست و هفتم: شمس الدین دکنی

قطب بيست و هشتم: رضا عليشاه دكني

قطب بيست و نهم: حسين عليشاه اصفهاني

قطب سي­ام: مجذوب عليشاه همداني

قطب سي و يكم: میرزا زین العابدین شیروانی مست عليشاه

قطب سي ودوم: رحمت عليشاه شيرازي

قطب سي و سوم: سعادت عليشاه اصفهاني

قطب سي و چهارم: سلطان محمد(سلطان علیشاه) گنابادي

قطب سي و پنجم: ملا علي نورعليشاه ثاني

قطب سي وشش: محمد حسن صالح عليشاه

قطب سي و هفتم: سلطان حسين تابنده رضا عليشاه

قطب سي وهشتم: علي  محبوب عليشاه

قطب سي ونهم: دكتر نور علي تابنده مجذوب عليشاه

ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط صابر قدسی | 0:37 | جمعه سی و یکم خرداد 1392 •

انحرافات فرقه ی گنابادیه قسمت دوم

مقام قطب

ملاسلطان گنابادی در سعادت نامه در مورد مقام قطب می گوید:

چون طالب و مرید اراده حضور نماید، چنین داند که به خدمت پادشاه مقتدری رود و به بخشش او امیدوار باشد که به یک آن دو عالم را بی سبب به او بخشد و خیال را مشغول صورت شیخ دارد.

سعادت نامه،ص162)

وی در ادامه می گوید:

چون وارد حضور گردد، در کمال عجز و فروتنی که شیو? نیازمندان است، صورت بر خاک مذلت میگذارد و به شکران? نعمت سجده به جای می آورد.   (همان،ص163)

او همچنین می نگارد:

مقصود از خلقت تو این طاعت و اقتدا است بلکه می گوییم ارسال رسل و انزال کتب و زحمت انبیا و مشقت اولیا از برای ارادت و اقتدا است.   (همان،ص138)

ملاسلطان در ولایت نامه می گوید:

ولایت، پیوند شجره الهیه است که از وجود بیعت گیرنده به دل بیعت کننده وصل می شود و آن پیوند، صورت ملکوتی ولیّ امر است که از راه باطن به واسطه بیعت متصل به دل بیعت کننده می شود و همان صورت ولیّ امر، ایمانی است که داخل دل می شود و همان صورت است حبّ علی (علیه السلام) که هیچ سیّئه به او ضرر نمی رساند.

(ولایت نامه/ص76)

او می افزاید :

اگر پیوند ولایت را به سلامت به دم مرگ برد، اگر گناه جن و انس را بر روی شانه خود ببرد، تمام را بپاشاند و هیچ و هیچ معصیت با وجود آن پیوند که همان حبّ علی (ع)، ضرر نمی رساند به او.

او در مجمع السعادات می گوید :

در بیان اینکه هر کس بشناسد امام خود را، حاجت به انتظار ظهور حضرت قائم (عج) او را نخواهد بود ، نه در عالم صغیر و نه در عالم کبیر.

در همین حال، نوع انتصاب را نیز مِن الله می دانند؛ چنانکه ملاّ علی گنابادی می گوید: باید مِن الله باشد تا کوری دلیل کور دگر نگردد و اگر چنین صوفی زیر آسمان نباشد، قرآن را مبین نباشد؛ بلکه عترت هم نباشد.

(صالحیه/چاپ دوم/ص218)

در ولایت نامه آمده است :

صاحب ولایت کلیه مطلقه را الله توان گفت؛ با این نظر و این لحاظ که فانی است در جهت غیب بینی و علی توان گفت، به آن اعتبار که مضاف به کثرات است و مستولی بر کل است و رب توان گفت، که ترتیب موکول با اوست.

(ولایت نامه/ص11)

و در ادامه می گوید :

خالق توان گفت، به اعتبار اینکه خالقیت حق تعالی به واسطه آن ظهور می یابد.

وی در حکم قطبیت فرزندش با کمال وقاحت می گوید :

پوشیده نماند که هر یک از اولیای عظام را در زمان حیات و بعد از ممات، خلفا و نوّاب لازم است که رشته دعوت، منقطع نشود که در بقاء ارض و در جمله زمان حکم « یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک » جاری باشد. لذا این ضعیف، سلطان محمد، نور چشم خود ملا علی را خلیفه خود قرار دادم و چون اشاره غیبیه شده بود، تأخیر را روا نداشتم.

(صالحیه/چاپ دوم/ص346)

!! نوشته شده توسط صابر قدسی | 0:15 | جمعه سی و یکم خرداد 1392 •

انحرافات فرقه ی گنابادیه قسمت اول

عشریه

یکی از اعتقادات جدی این فرقه ، پرداخت عشریه به قطب به جای خمس و زکات است بدین ترتیب که هر صوفی باید یک دهم درآمد خود را به قطب یا نمایند? قطب بپردازد.

ملا سلطان میگوید:

یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود؛ مغنی از زکات زکوی و از خمس خواهد بود.

(نابغه علم و عرفان، ص203-204)

البته برخی توجیه کرده اند که این عشریه علاوه بر خمس و زکات است که این توجیه واقعیت ندارد.

سلطان حسین تابنده در رساله رفع شبهات سعی نموده این مسأله را توجیه کند؛ درحالیکه جمله ملاسلطان نشانگر این واقعیت است که اینها عشریه را مکفی از خمس و زکات می دانند.

تجسم صورت مرشد در عبادت

ملاسلطان گنابادی برای تئوریزه کردن این انحراف در سعادت نامه می گوید: اگر صورت مرشد ظاهری را خیال در نظر نداشته باشد، صورت هواهای نفسانی که بت تراشی نفس اند هیچ وقت از نظر او نرود.

(سعادت نامه، ص10-12)

ملاعلی گنابادی در صالحیه می گوید: مقلد ناچار است که در وقت عمل، مطاع (مرشد) رادر نظر آورد.

(صالحیه، چاپ دوم، ص334) و (همان، در چاپ حقیقت، ص598)

البته این انحراف در سایر فرقه های صوفیه نیز هست .

میرزا زین العابدین شیروانی مست علیشاه که از سرسلسله های گنابادی است، می گوید: در این حال باید که سالک در مجامع و افعال و احوال و اقوال از مراقبت صورت مرشد غافل نشود. در هنگام ذکر و ورد و طاعت و خدمت، از وجه شیخ خود زایل نگردد.

(ریاض السیاحة،ص371)

 البته سلطان حسین تابنده که گویا آثار جدّ خویش را مطالعه نکرده، در رسال? رفع شبهات در پاسخ به این اشکال می گوید:

بنابراین، واضح است که در نظر گرفتن صورت در هنگام عبادت به اختیار کفر است. پس همانطور که توضیح داده شد، منظور از اهل عرفان تمثّل است و تمثیل نیست. و این مشاهدات هم بی اختیار صورت می گیرد و به هیچ عنوان شرک نیست.

!! نوشته شده توسط صابر قدسی | 0:14 | جمعه سی و یکم خرداد 1392 •